گاه‌نوشته‌های یک بانکدار (دانشجوی زبان سابق)

سلام خوش آمدید

بازگشت کارمند نمونه

سه شنبه, ۲۶ بهمن ۱۴۰۰، ۱۰:۴۶ ق.ظ

سلام

نمیدونم از کجا شروع کنم. ولی روزای سختی رو پشت سر گذاشتم. ماه گذشته چند مورد بازرسی و کلاس توی محل شعبه داشتیم و بعد از اتمام یکی از کلاس‌ها متوجه یک لوح تقدیر روی میز رئیس شعبه شدم که با باز کردنش اسم خودمُ دیدم! سرپرست شعب استان از منی که کمتر یک سال سابقه خدمت داشتم به عنوان کارمند نمونه استان تقدیر کرده بود. با دیدن اون لوح تقدیر زرین خستگی اون روزم در رفت و به شوخی به یکی از دوستام گفتم من تا لوح تقدیر زرین از مدیر عامل نگیرم کوتاه نمیام. هفته بعدش از تهران باهام تماس گرفتن و گفتن طرح من به عنوان یکی از طرح های برگزیده بانک در حوزه بانکداری دیجیتال پذیرفته شده و باید برای مراسم خودمُ به تهران برسونم. خیلی هول هولکی و سریع خودم رسوندم و مراسم هم برگزار شد. منم لوح تقدیر رو در غیاب مدیر عامل، اما با امضای اون و از دست یکی از اعضای هیئت مدیره گرفتم و همراه با جایزم برگشتم خوابگاه. هوای تهران به شدت سرد بود و به هر کی که پیام میدادم کار داشت. یا لااقل برای بودن در کنار من وقت نداشت. تنهایی برگشتم خوابگاه و بعدش هم یه دوری توی خیابونا و کافه ها زدم. توی مسیرم یه سر به موزه بانک ملی زدم و اونجا پیگیر یک کتاب چاپ شده از آثار موزه شدم. اولش طفره رفتن و گفتن ما همچین کتابی نداریم اما وقتی عکسشُ نشونشون دادم گفتن این کتاب مختص مدیران هست و به هر کسی نمیدن. یه کم که با راهنمای موزه صحبت کردم، جویای احوالاتم شد و گفت که کارم چیه و چه رشته ای درس خوندم. منم دستمُ پیش گرفتم که پس نیفتم و گفتم: من بانکدارم، اما رشته‌م کاملا غیرمرتبطه. زبان خوندم. 

خندید و گفت: اصلا هم غیرمرتبط نیست. من خودم دکترای زبانشناسی دارم. اینُ که گفت یاد دردانه افتادم. شما که غیریبه نیستید، یه وقتایی که مشتریای رند (از لحاظ شماره ملی، شماره حساب، شماره کارت، موجودی و ...) میبینم یاد اون میفتم. چون خیلی روی این مسائل دقیق میشه و زود یه رابطه ای بین اعداد پیدا میکنه. 

 

*****

 

از پایان نامه هم باید بگم که اوضاع خوب نیست. بهمون اطلاع دادن که این ترم ترم آخره و دیگه از تمدید سنوات خبری نیست و هرطور شده باید کارتونُ ارائه بدین. وقتی کارم برای راهنمام فرستادم گفت: چرا از t-test استفاده کردی؟ باید از ANOVA استفاده میکردی! منم با یک حالت سرشار از استیصال بهش گفتم که من پروپوزالم و مقاله مستخرجم با ANOVA بود اما ماه پیش خودتون گفتین باید از t-test استفاده کنم sad وگرنه من گفته بودم که خطای t-test خیلی بالاست. راهنمام منو مقصر دونست که دیر کارمو تحویلش دادم و منم جوابی نداشتم. گردش کار دفاعم رو شروع کردم که تا قبل از 30 بهمن تموم بشه. اما دیروز یه خبر بد بهم دادن و گفتن من مجاز به دفاع نیستم چون باید زودتر کارم رو تحویل میدادم تا داوران وقت خوندن داشته باشن. حقیقتا دیگه نمیدونم چی کار باید بکنم. کلا رها کردم. همه چیزو رها کردم. دیگه نمیخوام ادامه بدم. crying

  • معلوم الحال

نظرات (۵)

  • دُردانه ‌‌
  • منم تهران بودم هفتۀ پیش :)

    باهاشون صحبت کن. راه میان ایشالا.

    پاسخ:
    چه جالب :)
    اینقدر خسته‌م که دیگه ترجیح میدم اصرار و التماس نکنم.

    بچه بشین پای پایان نامه ت 

    تو دانشگاها نشد نداره برو حرف بزن راه میان

    ول نکنیا

    سلام عرض شد:))))

    پاسخ:
    سلام
    ببینید بعد از سالها کی برگشته؟ :)
    صحبت کردم. نشد. خیره انشاءالله.

    سلام

    تبریک میگم به شما کارمند نمونه

    به امید موفقیت های روزافزون

    در مورد دفاع تون هم پیگیری کنید درست میشه به امید خدا

    حیفه این همه زحمت کشیدید

    پاسخ:
    سلام
    ممنونم. فعلا که حوصلشو ندارم. شاید بعدا پیگیری کردم.

    به به ببین کی دوباره پست گذاشته 

     

    نمونه شدن تون مبارک آقا معلوم :) 

     

    پاسخ:
    سلام
    ممنونم مالاکیتی جان.
    نمونه شدن به چه درد میخوره وقتی از اونور رفوزه شدم؟ :)
  • ربولی حسن کور
  • سلام بر کارمند نمونه رفوزه!

    حالا بگذار یک سال بشه بعد برو سراغ مطالعات بانکی اون هم با کتابهای ویژه مدیران!

    ضمنا غیریبه چی هست؟ فحشه؟!

    پاسخ:
    سلام سلام
    چشم آقای دکتر.
    الان که که فرصت ندارم اصلاحش کنم ولی در سریع ترین زمان ممکن این اشتباه تایپی را اصلاح میکنم. عجالتا 1 نمره ازم کم کنید تا دفعه بعد یاد بگیرم یه بار از روی متنم بخونم.

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    گاه‌نوشته‌های یک بانکدار (دانشجوی زبان سابق)

    در این وبلاگ خواننده گاه‌نوشته‌های گاه و بی‌گاه یک دانش‌آموخته آموزش زبان انگلیسی هستید. دانشجوی زبانی که در حال حاضر به عنوان بانکدار مشغول خدمت‌رسانی به شماست.
    از اینکه اینجا هستید و دارید من رو می‌خونید عمیقا خوشحالم.

    آخرین مطالب