۲۹ دی ۱۴۰۴
۱. سر صبحی یه آقا پشت باجه همکارم نشسته بود؛ بخاطر اختلال سیستمی کارش انجام نشد.شماره تلفن بانک رو گرفت که بعدا تماس بگیره. همزمان تلفن بانک زنگ خورد و من گفتم: الوووو ... بییییبببب !!!
دوباره یک دقیقه بعد دیدم دوباره تلفنم زنگ خورد و تا جواب دادم قطع کردن. همون لحظه به گوشی مشتری پشت باجهم نگاه کردم و دیدم اون داره با گوشیش ور میره. پرسیدم: شمایید زنگ میزنید؟!
- بله، فکر نمیکردم اینقدر سریع جواب بدین.
- وایسا دفعه بعد جوابت ندم تا قدر عافیت بدونی ![]()
۲. ساعتای ۱۰ به یکی از دوستای پزشکم گفتم یه آزمایش برام نوشت و سریع رفتم آزمایشگاه انجام بدم. دیدم جلوی آزمایشگاه شلوغه و همه پارک دوبل کردن. من اومدم یه گوشه که تابلوی حمل با جرثقیل و محل پارک معلولین بود پارک کردم. ۳ دقیقهای برگشتم و سوار ماشین شدم که برگردم بانک، توی مسیر از ذهنم رد شد که نسخه آزمایشم که بخاطر بیمه مفتی از آب در اومد و چقدر برد کردم. تازه جریمه هم نشدم! که دیدم همون لحظه پیامک اومد: خودروی پلاک انتظانی مبلغ ۵،۰۰۰،۰۰۰ ریال جریمه بابت ... 🥴😭 از همون نقطه به بند بند وجودشون فحش دادم. 😂 من میپذیرم خلاف مقررات عمل کردم ولی بخدا اولین خلاف عمرم بود. تازه ۳ دقیقه بیشتر طول نکشید. اصلا اون مکان ذاتا جوریه که هیچ معلولی نمیتونه توش پارک کنه و پیاده بشه! خلاثه اینکه خیلی سوختم.
۳. از در آزمایشگاه که اومدم بیرون، قبل سوار شدن ماشین، یه متکدی جلوم رو گرفت و کمک خواست. اومدم کمک نقدی ریالی کنم. فرنودن: برو سوپر مارکت بغل برام یه نصف شونه تخممرغ و یه شیشه روغن بخر.
اینجا بود که فهمیدم متکدیها هم بعد از مجهز شدن به سیستمهای POS بانکی مطابق تورم و سبد نیازهای خانوار دارن خواستههاشون بیشتر میکنن! حالا نمیدونم بخاطر کمک نکردن به این گدای مسکین بود که جریمه شدم یا حقویق معلولین یا مشکل شب گذشته افسر راهنمایی رانندگی با همسرش در بامداد پیشین!
۴. یکی از مشتریا به پاس احترام برای وامی که گرفته بود یه صندوق گوجه آورده بود بانک. معاون هر کی آخر وقت داشت میرفت بیرون میگفت: گوجه بردارید. هیچکی هم برنمیداشت و همه دست خالی میرفتن.
نوبت من که رسید گفتم: به پیشخدمت بگین به اندازه املت فردا گوجه برداره. باقیش رو من میبرم میوهفروشی همسایه با موز و آناناس تهاتر میکنم 😂
اسماعیل همکارم گفت: بشین تا آقای ر. برات معاوضه کنه.
- اگر معاوضه نکنه آمار پرسنل غیرمجاز افغانیش میدم که بیان جمعشون کنن 🤣🤣🤣 تازه اومدن توی بانک هم از کلیه خدمات بانکی محروم هستن.
۵. موقع برگشت رفتم پمپ بنزبن که ماشینم سیراب کنم. یک نفر از اونور دیدم و گفت: اینا کارمندای بانکن. کارمزد زوری ازمون میگیرن، دوبله باهاشون حساب کن. ![]()
کارمند پمپ بنزین هم تایید کرد!
گفتم: سوبله حساب کن. فقط من دبه میارم اگه ۲۰ لیترتون ۱۵ لیتر شد هیچی پول بهتون نمیدم.😂😂😂 فهمیدن بخاطر ۵ هزار تومن کارمزد خدمات نباید اینجوری با من بحث کنن.
- ۰۴/۱۰/۳۰

سلام
نمیدونستم باز دارین اینجا هم مینویسین!