گاه‌نوشته‌های یک بانکدار (دانشجوی زبان سابق)

سلام خوش آمدید

از گور برگشته؟

پنجشنبه, ۲۶ دی ۱۴۰۴، ۱۰:۴۳ ب.ظ

یاد دوران سیاه همستری (همون موشه که بخاطرش انگشت خیلیا کج شد) افتادم. این روزها که پیام‌رسان‌های low copy (متضاد high copy) ملی بصورت یک‌طرفه باز شدن، میبینم آدمای زیادی بهشون می‌پیوندن. دقیقا مثل تلگرام دوران اوج shit coin همستر!

 

من چون همه دسترسی‌های پیام‌رسان‌ها رو گرفتم هر چند وقت میرم یه سر میزنم ببینم چیزی وصل شده یا نه و جهت تست برای چند تا از مخاطبینم نقطه میفرستم. اون زمان‌ها در کنار جوین شدن پدربزرگ مادربزرگ‌هامون، بعضا خط تلفن کارگرهای افغانی و امواتمون هم میدیدم. امشب وقتی وارد یکی از پیام‌رسان‌ها شدم دیدم که خط تلفن یه دوست عزیز سال‌های دور که در بی خبری مطلق ازدواج و مهاجرت کرد به تازگی وارد این فضای محصور ملی شده. دوست داشتم اگر راه‌های ارتباطی باز بود بهش پیام بدم و بگم: خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست؟

و منتظر ری‌اکشنش بمونم. اینکه بگه: خاک عالم، من الان شوهر کردم و این معصیتا چیه که میگی مرد؟؟؟ یا اینکه بگه: این خط واگذار شده و خواهشا مزاحم نشید.

  • معلوم الحال

نظرات (۱۹)

دقیقا اوضاع پیام رسانای ملی عین تلگرام دوران همستر شده یه کسایی رو توش می‌بینی که اصلا باید فکر کنی این کیه؟ چرا یادم نمیاد؟ 🤔

پاسخ:
گوشی من خوبه
گوشی همکارم دیدنیه:
مرتضی پسر سکینه سبزی فروش
فخری دختر عمه قطر
اوسا علی صافکار
مهربونه دنیا
شاگرد مرغ فروشی
نون تنوری 
علیرضا همکار (این منم)
...

جالبه که مهر ۱۴۰۴ هم این‌جا مطلب گذاشته بودی. وقتی نگاه می‌کنم، اکثریت، مثل خود من، با یه فاصله‌ی معنا داری یه دفعه دی‌ماه ۰۴ فعال شدن دوباره!

پاسخ:
وقتی تنها میشیم و کسی نداریم باهاش حرف بزنیم به وبلاگ پناه میاریم. اگه کسی دور و برمون بود که حرفامون بشنوه که وبلاگنویس نمیشدیم. 😁
چه پروفایل خوشگلی. اولش فکر کردم پسرین بعدش دیدم که هدی‌ها دخترن و باید دختر باشین 🫠

برای من شبیه همکارتونه

البته بیشترشون وبلاگی و دانشگاهین از همه عجیبتر اینکه یکی رو با این عنوان ذخیره کردم "بهترین رفیق وبلاگی" بعد الان اصلا مطمئن نیستم کی بوده حدسایی دارما ولی چون یادم نمیاد چرا چنین اسمی براش گذاشتم الان شک دارم 🤣

پاسخ:
بابا اون بنده خدا دیپلمم نداره و پا به سن گذاشته. شما ماشاءالله جوونی باید مدل جوونا اسم سیوککی 😄
  • هانیه اردیبهشتی
  • شما فک کن شاد که دیگه جای بچه‌ها و معلماست یهو می‌بینی فلان مهندس جوین شد به شاد😑

    پاسخ:
    😂😂😂😂😂
    خدا رو شکر دیگه اونجا جوین نشدم.

    بلاگ نویسی انگار خونه قدیمی شهر پدریه! یه چیزی که هم ازش دل کندی هم باهاش خاطره داری 

    یهو یه اتفاق باعث میشه برگردی اونجا نه حس خونه رو داری بهش نه حس مهمونخونه...

    پاسخ:
    واقعا کلام تاثیرگذاری بود. منتها الان که برگشتم خونه پدری، هنوز ننشسته هی دارن زنگ میزنن (کامنت میذارن) و من فرصت نمیکنم جواب بدم. البته این خیلی خوبه‌ها. کاش قبلنا این فضا بیشتر برامون گرم‌تر می‌موند تا اینجوری بی‌معرفت‌طوری و از سر غرور از خونه پدری نزنیم بیرون و بعدش با دل شکسته و  از سر بی کسی دوبارا برگردیم و ببینیم که بچه محلامون تموم این سالهای بی کسی منتظرمون بودن.
  • هانیه اردیبهشتی
  • شاد تا احراز هویت نشده باشید اجازه نمیده پیام بدید به کسی یا باید دانش‌آموز باشی یا جزو خود آ.پ .... هر روز تا ساعت ۱۶ هم اجازه داری پیام بفرستی☹️

    پاسخ:
    خب این مهندس پهندسا چجوری میان؟ به عنوان اولیای دانش آموزان؟
  • هانیه اردیبهشتی
  • اره ولی احتمالا با شکست مواجه میشن چون شاد به روز نیستش و جوین‌های جدید رو نمیشناسه 

    پاسخ:
    بیچاره‌ها
    حالا اگه خوب راه میده تا با خط شما جوین بشیم 🙃
  • هانیه اردیبهشتی
  • اره همه چی اوکیه اونجا پیام و عکس اینا ارسال میشه از 7 تا 16 بازه.....کی فکرشو می کرد به اینجا برسیم😢 باشه بفرمایید😂

    پاسخ:
    پس بی زحمت شمارتون بذارید کانکت بشیم 😂
    ارتباطات تصویری و پی‌دی‌افی ما بیشتر از طریق ایمیل‌های سازمانی و ملی بود که زیاد رنگ‌و لعاب نداشت. اینجوری لااقل چند تا عکس میفرستیم دلمون وا میشه.

    من واقعا لیست تلفنم خیلی عجیبه🤣

    از جاذبه‌های روزای اول آشنایی با یارم بود😂 میگفت کاش من دوست صمیمیت بودم خیلی قشنگ سیوشون کردی🤣

    پاسخ:
    یارتون رو چی سیو کردین؟؟؟
    از زمان پیشا آشنایی تا آشنایی و بعدش ....

    مثلا: 
    آقای جمشیدی همکلاسی
    دلبر که جان فرسود از او
    منوچهرم
    بابای بچه‌ها 😂

    چون عاشق اسمشه اوایل آشنایی اسمش بدون هیچی یکم که رفت جلو اسمش+❤️ بعدتر که دو سه تا سفر رفتیم شد اسمش+❤️+🌱 بعدتر که تاریک‌ترین رازهای زندگیمون رو به هم گفتیم ولی با این حال فرداش ازم خواستگاری کرد و بله هم گرفت شد اسمش+میم مالکیت+❤️+🌱 بعدتر توی توییتر دیدم یکی نوشته اسم آدمای مهم زندگیشو با #ذخیره کرده که اول لیست باشن خوشم اومد به همون ترکیب نهایی یه #اضافه کردم و الان اینجوریه

    #(اسمش)م❤️🌱

    پاسخ:
    زندگی شما جوونام خیلی سخته‌ها 😄 بیخود نیست تموم‌ این سالها رو تنهایی گذروندم. واقعا حوصله این تشریفات ندارم.

    منم تا همین 3 سال پیش حال و حوصله نداشتم نتیجه‌اش هم نزدیک 30 سال سینگل به گوری بود😂 دیگه یهو به خودم اومدم دیدم تغییر کردم🙄

    پاسخ:
    منم دیگه کنتورم ۳۰ رو رد کرده. واقعا دیگه حوصله‌ش ندارم.

    یار منم حوصله نداشت براش حوصله‌اشو یافتم شمام اونی که باید سر و کله‌اش پیداش شه حوصله رو میاره

    پاسخ:
    خیلیم عالی
    امیدوارم بیاد

    من بخاطر همستر ملعون یه بار اکانتمو حذف کردم دوباره جوین شدم.

    اپهای داخلی مگه کار میدن؟

    پاسخ:
    ای وای 😂 شما هم در زمره فریب‌خوردگان همستر بودین؟

    بله و ردبیکا و ایتا پیام‌های اطلاع‌رسانی و بانکیشون میاد. میتونی لست سین بقیه رو هم ببینی اما نمیتونی پیام بدی!

    برای چی میان اون ها هم کار نمیکنه که :( راه ارتباطی شده فقط تلفن... 

    پیام ندین احتمالا خط واگذار شده...

    پاسخ:
    شایدم خط دست خواهر یا پدرش باشه 🤷‍♂️ بهرحال اونی که رفت دیگه هیچ‌وقت نمیاد.

    چه جالب 😁 ماشین منم مثل ماشین شماست. یه عروسک سفید آماده واگذاری به مشتریان عزیز 😂

    ایتای من کلا غیرفعاله که.

     

    من بدجور گول همستر رو خوردم.

    پاسخ:
    بهتر، چیز خاصیم توش نیست.
    ایشالا برمیگردیم به همون‌ تلگرام

    اسم ماشین من برفی هست :) انشالله با یک خونه قشنگ جابجاش کنین

    پاسخ:
    والا ماشینمون یک سوم ارزش یه خونه‌ست 😁

     یک مقدار که باید پول جمع بشه و وام و رهن روش... 

    البته من الان دیگه امیدی ندارم  سنم هم طوری نیست بخوام کشور دیگه از صفر شروع کنم.  فعلا باید با آنچه داریم شاد باشیم..

    پاسخ:
    انشالله که سالم و بی قرض باشید و بتونید با همین حقوق اندک همینجا صاحب زمین و خونه زندگی بشید.

    آخ گفتین... انشالله تن سلامت جیب پر پول برای شما هم...

    پاسخ:
    🙏🙏🙏

    ایتا وبش حتی اجازه نمیده اسم یا عکسم رو عوض بکنم :)

    دو سه تا مخاطب تو ایتا دارم قبلا اصلا آنلاین نمیشدن ولی الان که این وضعیت پیش اومده تو چند روز گذشته آنلاین شدن ولی دیگه چه فایده  

    پاسخ:
    سلام
    والا آدم نمیدونه چی بگه؟! خسته شدیم از این وضع
    همین که میبینیم آنلاینن هم به نوعی قوت قلبه. 😄 هر جا چراغی روشنه از ترس تنها بودنه 

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    گاه‌نوشته‌های یک بانکدار (دانشجوی زبان سابق)

    در این وبلاگ خواننده گاه‌نوشته‌های گاه و بی‌گاه یک دانش‌آموخته آموزش زبان انگلیسی هستید. دانشجوی زبانی که در حال حاضر به عنوان بانکدار مشغول خدمت‌رسانی به شماست.
    از اینکه اینجا هستید و دارید من رو می‌خونید عمیقا خوشحالم.

    آخرین مطالب