گاه‌نوشته‌های یک بانکدار (دانشجوی زبان سابق)

سلام خوش آمدید

بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است (۲)

دوشنبه, ۱۰ آذر ۱۳۹۹، ۰۱:۴۰ ق.ظ
با پیچیدن حذف نابهنگام سرورهای میهن‌بلاگ از پهنه‌ی بلاگستان یه دغدغه با بقیه دغدغه‌ها و بدبختیام اضافه شده؛ اینکه چطور باقی مونده‌های وبمو از زیر آوار میهن‌بلاگ بکشم بیرون. حقیقتش میهن‌بلاگ از چند سال پیش این بازی‌هاش شروع شد و کلی کامنت و پستمو خورد. اون موقع‌ها دلم خوش بود به مابقی پست.های باقی مونده اما الان که همینام داره از دستم در میره موندم چه کنم؟ چون خیلی از کامنت‌ها و اطلاعات تماس دوستان مجازی به زودی میسوزن و هیچ ردی ازشون باقی نمیمونه. یکی از خواننده‌های اینجا (۱ بنده‌ی خدا) چند روز پیش به وب قدیمم سر زده بود و لابلای پست‌های آذر دو سال پیش (کلیک) یه کامنت گذاشته بود. کامنتی که یه زخم قدیمی رو باز کرد! 
دو سال پیش با بچه‌ها توی اتاق راجع به این مسائل حرف میزدیم و بچه‌ها معتقد لودن باید دست بجنبونم، اونم قبل اینکه دیر بشه اما من بر این باور بودم که هنوز آماده نیستم. فرشاد، هم‌اتاق سابق، اوایل آذر امسال بعد از سال‌ها انتظار برای خرید خونه و تهیه جهیزیه در سکوت خبری دست در دست عشقش راهی خونه بخت شد و بالاخره با دختر خاله‌ش رفت زیر یه سقف. من هم دو سه شب متوالی کیس مورد نظر رو از نزدیک زیارت کردم اما هر بار که جلو رفتم یا نزدیک شدم که جیزی بگم ناخودآگاه لال شدم و مغزم نهیب زد که برگرد. اینگونه شد که دو سه شب متوالی همدیگه رو دیدیم و هیچ کلامی بینمون رد و بدل نشد. فقط گهگاهی نگاه‌هامون با هم تلاقی کرد که اون هم خیلی سریع دزدیدیمش. کاش زودتر تکلیفم مشخص میشد ...!
  • معلوم الحال

نظرات (۱۲)

  • 1 بنده ی خدا
  • اقا ببخشید من فکرمیکردم چون تایم زیادی ازش گذشته قضیه حل و فصل شده و دیگه اونقدر بولد نمیشه.
    نمیدونم بگم برید جلو حداقل امتحان کنین بعدا دلتون نسوزه یا بگم تا موقعی که فکرکنین اماده این صبر کنین. ولی میدونم شاید لازمه راجع به کل قضیه دقیق تر فکر و بررسی کنید.شاید به یه نتیجه ای رسیدین. بازم ببخشید

    پاسخ:
    کاری نکردین که ببخشم! فقط یه موضوعو یادم آوردین.
    خیلی فکر کردم، شرایطش رو ندارم. منتظرم زودتر ازدواج کنه تا به خودم بقبولونم که مال من نیست.

    من منتظر پست عروسی میمونم! 

    آهنگ marry you از برونو مارز هم گوش گن لطفا شاید ترست ریخت! :)) 

    پاسخ:
    😂😂😂
    آی کنت اسپیک انگلیش! چه برسه به لیسن کردنش 😆 اگه یه چیزی تو مایه‌های 'جونی جونم بیا دردت به جونمه' تا بهش گوش بدم.
  • دُردانه ‌‌
  • امان از این سکوت‌ها...

    پاسخ:
    امان :)
    🚶‍♂️🚶‍♂️🚶‍♂️

    به آهنگ "بی‌قرارم" محسن‌ابراهیم‌زاده رجوع شود

    خوب شد یاداوری کردید باید وبلاگ اونور رو سریع تر بخونم!همون نخونده از دنیا نریم!تا کی وقت داریم؟!

    ترس از نه شنیدن ربطی به غرور نداره یا خودخواهیه کم یا شایدم زیاد!؟...فکر میکنم وقتی همچین احساساتی رو پنهان میکنیم و جای طرف مقابل تصمیم میگیریم یه خودخواهیه عظیم قاطیه کار شده،حق تصمیم گیری و دونستن حسی که ارتباط مستقیم با اون شخص داره رو ازش میگیریم،البته وقتی میگین دلم میخواد اون خوشبخت شه،انگار خودخواه نیستید...خلاصه واقعا نمیفهمم و سخته برام درک این جور مسائل...ایشالا تکلیفتون هر جور به نفعتونه مشخص بشه...

    +الان یه نگاه به خودم کردم،دیدم صندوق احساسات و اطلاعات نگفته ام!...ولی تو مغزم دلیل داشتم واسه نگفتنشون،که اکثرا وصل میشد به سلامت روانی طرف مقابل!،نمیخواستم ذهنیت و خاطراتشون خراب بشه،واسه همین نگفتم!...الان نمیدونم خودخواه حساب میشم یا سر سپرده!:-/

    پاسخ:
    یجوری میگید زودتر بخونم انگار با یکی مثل جلال آل احمد طرفید. یه مشت چرک‌ نویس از دوره دانشجویی یه تینیجر دهه ۷۰ دیگه اینقدرام مهم نیست.
    بنظرم ‌خودخواهی نیست، مصلحت اندیشیه. خودخواهی یعنی تمامیت یک چیز رو از آن خودت بدونی. در خوشبینانه‌ترین حالت من ۵۰ درصد از وجود اونو دارم! 
    + شما محافظه‌کار محسوب میشید 🙂

    اممم اون پست رو نخونده بودم! یه لحظه فکر کردم چقدر شبیه مهربان فکر میکنی. نکنین اینطوری اخه! من در نود درصد اوقاتی اونی ک فکر میکردم خوشش میاد ازم بهم گفته. واقعا حس بدی خواهم داشت بفهمم یکی خوشش میومده و چیزی نگفته! 

    پاسخ:
    گفتین در نود درصد موارد بهتون گفتن و خوشحالین که بهتون گفتن. چرا خوشحالین؟ چون خواسته شدن و دوست داشته شدن به آدم قدرت میده و بهش  برای ادامه زندگی امید میده. اما اگه نخوادت و از اعماق وجودت بخوایش چی؟ نمیشکنی؟ دلت نمیخواد زمین دهن باز کنه و تو رو ببلعه؟ من برای نگفتن هزار دلیل دارم اما برای گفتنم فقط و فقط یک دلیل دارم. و با نگفتنم این امید تو وجودم هست که فقط یک شانس داشتم برای گفتن حرفام و شاید اگه بهش می‌گفتم من الان خوشبخت و پیروز بودم اما با گفتن و نه شنیدنم همون یک شانس (بخونید: کور سوی امید)  رو هم ‌از خودم گرفتم. یکی از دلایل لال بودنم رو بگم؟ حس می‌کنم شاید موقعیتی مثل شما و سایر دخترا داشته باشه و هنوز منتظر برگشتن یه سوار رفته‌ باشه. نمیشه کسی که منتظر یکی دیگه‌ست رو راضی کرد که چشماشو از پنجره برداره و بدگرده به تو نگاه کنه.

    میفهمم چی میگی ها. خودمم مورد بوده از کسی خوشم بیاد ولی ساکت بمونم(چون عرف ازم انتظار داره ساکت بمونم و اجازه بدم پسره پا پیش بذاره) ولی نذاشتم این خوش اومدن به مراحل بالاتر و عشق و عاشقی برسه. وقتی این دیدگاه رو داشتی شاید می تونستی جلوگیری کنی از اینکه انقدر علاقه مند بشی. نمیشد؟ 

    اصلا یه سوال دیگه. هیچ وقت قرار نیست ازدواج کنی؟! از کجا میدونی اون دختر الان چه وضعیتی داره از لحاظ عاطفی؟ شاید منتظر یه تلنگر و یه عشق باشه. 

    پاسخ:
    خب شما عاقل و فهمیده بودین تونستین جلوگیری کنید. اما من نتونستم. ضمنا عشق و علاقه و احساس یک چیز غیرارادایه. اینطور نیست؟ نمیشه با پروتکشن و دعا و صلوات ازش در رفت.
    والا با این وضعیت قیمتا بعید نیست :)) شاید منم چند سال دیگه سودای ازدواج از سرم افتاد. نمیدونم ولی خب نمیتونم!!! نه میتونم حرف بزنم، نه میتونم دروغ بگم و مهم تر از همه نمیتونم حرف بزنم و گند میزنم (این با مورد اول خیلی فرق داره). ایشالا زودتر یه تلنگری بهش بخوره راحت بشم از دستش و بگم قسمت من نبوده.
  • 1 بنده ی خدا
  • :)) اقا یاداوری مگه کم چیزیه؟

    نمیدونم.ایشالا که خیره

    پاسخ:
    آره، کم چیزیه.
    انشاءالله

    https://www.sarzamindownload.com/1137/-%D9%86%D8%B1%D9%85-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84-%DB%8C%DA%A9-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA---Teleport-Pro-1.6

    نرم افزار تله پورت رو امتحان کردم بد نبود

    امتحان کن نظر بده

    تصاویر رو نمیاره

    ولی کامنت ها رو چرا

    یه کپی آفلاین هست و با خود نرم افزار باز می شه

    ریجستریش یادت نره

    منو برو help بعد یوز پس فایل تکست دانلود شده همراه نرم افزار رو وارد کن

     

     

    پاسخ:
    سلام
    ممنون. اینا جواب نمیدن. باید تک تک کپی کنم. این لعنتیا فقط تکست کپی میکنن و تکست خالی بدردم نمیخوره
  • ربولی حسن کور
  • سلام

    اگر از دوران مجردی خود لذت نمی برید ازدواج کنید

    در این صورت از یادآوری خاطرات دوران تجرد خود لذت خواهید برد

    پاسخ:
    سلام
    تهدید شایسته‌ای بود 😂😂😂 بدبختی اینجاست ۸۰ درصد دوستای دبیرستانم ازدواج کردن و دیگه نمی‌تونیم کارای مجردی بکنیم.
  • شلغم لبو زاده
  • یه مسئله

    چقدر مطمئنین که بعد از ازدواجشون بتونین این احساسات رو تو ذهنتون کمرنگ کنین؟؟؟

    این احساساتِ به نتیجه نرسیده چقدر ممکنه تو زندگی آینده تون (چه متاهلی چه مجردی) اثر بذارن؟؟

    (الزاما منظورم نتیجه مثبت نیس، منظورم یه مُهر پایانه)

    شاید اگه جای شما بودم، این مهر پایان رو به فواید گفتن افکارم به اون آدم اضافه میکردم

    پاسخ:
    حقیقتش زیاد مطمئن نیستم.
    فکر می‌کنم زیاد. شاید هیچ وقت مهر پایان نخوره ولی خب تموم میشه.
    نه، نمیتونم! نمیشه.

    بهش بگو نهایت بگه نه حداقل تو یه امید واهی دست و پا نمی زنی و فرصت رسیدن به آدم واقعی زندگیت رو از خودت نمی گیری شاید وقتی تو مشغول یکی هستی که احتمالا قراره ازش نه بشنوی یکی دیگه منتظره که بهش احساست رو بگی و بهت آره بگه 

     

    بهش بگو حداقل اینجوری تکلیفت مشخص میشه شجاع باش ^__^ 

     

    امیدوارم آره بشنوی و ما یه شام عروسی بیفتیم :)))

    پاسخ:
    اسم شما رو بالای لیست دعوتیا نوشتم :)) "بانو سیلاک و آقا" 

    حقیقتا نمیتونم بگم. ممکنه یک جنگ سرد در بگیره. من همچنان منتظر یکی دیگم که بهش احساسم رو بگم و اون یکی رو فراموش کنم. اما نمیشه! موقعیتش پیش نیومده. آدمای سختی رو انتخاب کردم. کسایی که نمیشه رفت طرفشون.

    کاش نگاهتونو نمیدزدیدید و میگفتید!

    پاسخ:
    🙂

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    گاه‌نوشته‌های یک بانکدار (دانشجوی زبان سابق)

    در این وبلاگ خواننده گاه‌نوشته‌های گاه و بی‌گاه یک دانش‌آموخته آموزش زبان انگلیسی هستید. دانشجوی زبانی که در حال حاضر به عنوان بانکدار مشغول خدمت‌رسانی به شماست.
    از اینکه اینجا هستید و دارید من رو می‌خونید عمیقا خوشحالم.

    آخرین مطالب