گاه‌نوشته‌های یک بانکدار (دانشجوی زبان سابق)

سلام خوش آمدید

در باب جلسات حمله (دفاع سابق) + جاعل

سه شنبه, ۱۳ آبان ۱۳۹۹، ۱۱:۴۰ ب.ظ

بعد از گزارش "دردانه" از جلسه دفاع یکی از همکلاسی هاش این مطلب رو نوشتم، اما به خاطر ترس از گیر افتادن و عواقبش پست رو پیش نویس کردم. اما امشب یه اتفاق افتاد که برای دقایقی لبخند روی لب هام آورد و تحریکم کرد که این پست رو موقتا منتشر کنم. خب بریم سر اصل مطلب ...

با اومدن کرونا اکثر دانشگاه ها تصمیم به برگزاری جلسات دفاع آنلاین گرفتند. البته خیلی ها هم همون روال سنتیشون رو ادامه دادن! مثل پیام نور رشت، آزاد قزوین و حتی صنعتی اصفهان :| با آزاد و سراسری کاری ندارم چون اکثرا سرورهای آموزش از راه دورشون ضعیف هیت. اما نمیدونم پیام نور که خودش باعث و بانی آموزش از راه دور بوده چرا باید دفاعش رو حضوری برگزار کنه؟ :/ بگذریم ...

به همین مناسبت فرخنده (مجازی شدن جلسات دفاع) به قول یکی از بچه ها با "سوء استفاده از ارتباطات مویرگیم" توی جلسات دانشگاه های مختلف شرکت میکردم که بدونم در مواقع مشکلات غیرمترقبه چه گِلی به سرم بریزم. البته اینم بگم که میترسم همین روزها به جرم جعل عنوان و ورود غیرمجاز به سامانه های دولتی بیان جلبم کنن :)) چرا؟ چون من شماره دانشجویی یک دو جین بنده خدا از دانشگاه های مختلف رو گرفته بودم و هی به مسئولین دانشکده ها و تحصیلات تکمیلیشون پیام میدادم من فلانیم، برام یه صندلی تو چلسه دفاع X رزرو کن. یکی از این جلسات قاچاقی من توی دانشگاه کردستان برگزار میشد. توی سنندج ملت قاعدتا اگه ایرانسل نداشته باشن باید 918 داشته باشن! اونوقت من ابله با خط 917 زنگ زدم به مسئول تحصیلات تکمیلی و گفتم سلام میخوام اسممون به عنوان مهمان توی جلسه دفاع X ثبت کنید. خانم مسئول گفت: اسمتون؟ گفتم: ویدا Y !!! :)) با صدای زمختم گفتم اسمم ویداست. اینو که گفتم خانمه شاخکاش تیز شد و گفت شما دانشجوی ما نیستی و .... که من دیگه قطع کردم. همش میترسیدم الان بیان در خونمون ببرنم! چرا؟ چون اون خانمی که شمارشو داده بود به من، هفته پیش از دفاع پدرش رو از دست داده بود و نه تنها استادای دانشکده میشناختنش، بلکه کارمندا هم آشناش بودن. برای همین همش با خودم میگفتم یعنی اسم منو توی جلسه دفاع ثبت کرده یا شمارمو داده حراست؟ با ترس و لرز سر ساعت مقرر وارد جلسه دفاع شدم و دیدم خوشبختانه وضعیت سفیده :) از اساتید به عنوان مستمع آزاد کسب اجازه کردم که دیدم ای دل غافل اینا دارن به کردی به من تسلیت میگن!!! اصلا فکر اینجاشو نکرده بودم! دیدم خیلی عمیق و غلیض دارن تسلیت میگن. زشته من جواب ندم. برای همین به فارسی تشکر کردم و آرزو کردم که اونا داغ نبینن. خخخخ


خب بریم سراغ جلسات دفاع و سوتی هاشون:

یکی از جلسات دفاعی که شرکت کردم دانشجو اینقدر دیر وارد room شد که داورا کفری شده بودن. فکرشو بکنید: منی که اینقدر علافم از ساعت 10:30 سایتو رفرش میکردم. ساعت 11 رفتم منتظر نشستم ببینم چی میشه. طرف 11:20 اومد :))


تو یک مورد دیگه آقای دفاع کننده با تلفن همراه وارد سامانه شده بود و چون مدیریت اسلایدها با تلفن همراه میسر نیست و وقت زیادی تلف شده بود داورا گفتن همینجوری قربه الی الله برو جلو. در این حین راهنماشم که با تلفن همراه بود رفت لپ تاپ روشن کرد و اسلایدشو شیر کرد. گفت حالا رو اسلاید بخون. 5 دقیقه گذشت و دیدن آقا اصلا اسلایداشو پیدا نمیکنه گفتن ول کن بخون فقط. دوباره داشت همینجور تخته گاز میرفت که یهو دیدیم صدا قطع شد. فکر کردیم تا حرف از صداقت شده، صدا قطع شده (هرهرهر) ولی دیدیم کلا آقای مدافع از جلسه دقاع خارج شده. راهنماش رفت دنبالش که ببینه کجا مونده این پسر؟ بعد یه ربع با ترس و استرس و اشک اومد و گفت بخدا اینترنت قطع شد. داورا هم گفتن دفاع بسه دیگه. حالا بذار ما "حمله" بکنیم. :))


یه جلسه دفاع دیگه هم بود که استادا زود وارد شده بودن و داشتن درد و دل میکردن :)) خدا منو ببخشه که به حرفاشون گوش دادم! البته یخورده هم فحش مسئول آموزش و تحصیلات تکمیلی دادن که دو ساعت قبل دفاع زنگ زده ساعت 2 جلسه دفاع دارید و یکیشون میگفت من 3 نوبت دکتر دارم، زودتر تمومش کنید بره ...!!!!


مورد دیروزی از همه باحال تر بود. یه خانمی دفاع داشتن و گویا بچه کوچولوش دستشو شکونده بود و هی وسط ارائه میرفتن بچشو میگرفت که وول نخوره و بتمرگه سر جاش! اسلایدهای خانم داشت تموم میشد که داورا حوصلشون سر رفت و گفتن بسه دیگه. اول گفتن دکتر A نظرشو بگه. دکتر A گفت من همزمان تو یه جلسه دیگه دستم بنده، فرمون بدید دکتر B تا من بیام. دکتر B که داور خارجی کار بود بنده خدا با گله و شکایت شروع کرد که خانم شما دفاع داشتی! نمیدونستی باید فایل پایان نامتو به من بدی؟ من تا همین الان که وارد جلسه دفاع شدم نمیدونستم شما کارت چی بوده و چجوری نوشتی و چی کار کردی!!! من به چیت نمره بدم؟ :/ انصافا حق داشت یه عده بهتره در کنار افزودن MA به بایوی اینستاشون یخورده با etiquette های رشتشون آشنا بشن. زشته بخدا!!!! داور B خاموش شد و اساتید سکوت کردن تا اینکه داور A اومد. اونم گفت شما پایان نامتو توی واتساپ فرستادی و بهتر بود ایمیل میکردی. ضمن اینکه خیلی از فاصله های معمول (spacing) رو رعایت نکردی ولی خب روی هم رفته بدک نبود. یه سری اشکالات ساختاری هم به پایان نامه ت وارد بود که ...


خب بهتره از بحث جلسات دفاع بیایم بیرون. امشب اون خانم محترمی که شماره دانشجوییش رو به من داده بود استوری گذاشته بود. منم سریع ریپلای زدم و گفتم که شنبه هم یه دفاع دارید. من با اکانتتون برم شرکت کنم؟ :)) اینو که گفتم برگشت گفت مشکلی نداره. اتفاقا استاد ف. بعد از جلسه دفاع پیام دادن که چطوری تونستی با این وضعیتت توی دفاع شرکت کنی و لازم نبوده (دانشجوی کارشناسیه). منم بهش گفتم که اون کسی که اومده توی دفاع من نبودم. 

اینو که گفت انگار یه سطل آب سرد ریختن روی سرم! گفتم: واقعا گفتید شما نبودید؟ یعنی الان میفهمن من شما نیستم؟ 

گفت: آره.

همینجوری که میزدم تو سرم گفتم این سری بیرونم نندازن از جلسه!!! 

گفت: انشاءالله که نیمندازن. دیگه مسئولیتش با خودتونه ...

خدا بهم رحم کنه :(

  • معلوم الحال

نظرات (۱۳)

  • 1 بنده ی خدا
  • در ابتدا لازم دونستم عرض کنم دفاع های صنعتی اصفهان بعد از کرونا مجازی شد.یعنی دفاع تابستون و مهر مجازی بود.قبلشم دقیق یادم نیست ولی در تصورم اینه که مجازی بود و زیرساخت مجازی دانشگاه اوکیه کاملا.

    و اما بعد :دی خیلی عجیب بود چیزایی که تعریف کردین😂خیلی ملت خجسته طور با جلسه ی دفاعشون برخورد میکردن و واقعا اخری منو زد نابود کرد.😂 براتون ارزوی موفقیت دارم

    پاسخ:
    یکی از دوستای من بصورت کاملا حضوری از صنعتی اصفهان فارغ شد. حالا چون شما روش غیرت داری منم میگم اوکیه :)
    میدونم، باورش سحته!
  • 1 بنده ی خدا
  • اقا بحث غیرت نیست.بچه های ما اخیرا دفاع کردن و همینطور بود.چون اوضاع اصفهان اونقدر خراب بوده که نتونن کسیو بکشونن دانشگاه ولی بازم شاید تصمیمات برای تحصیلات تکمیلی با کارشناسی فرق داشته باشه.

    البته من منکر این نمیشم که دانشکده به دانشکده هم ممکنه سیاستها تفاوت داشته باشه. منتها اینا هیچکدوم مشکل زیرساخت نیستن( چون واقعا دیدم مرکز فناوری چه قبل کرونا چه بعدش چقدر جون کند تا همه چی اوکی باشه).مشکل عدم اشنایی و عادت اساتیده عموما(وقتی از یه دانشکده ی دیگه درس میگیرم حس میکنم رفتم تو یه جزیره ی دیگه.در این حد گاها)

    پاسخ:
    بچه های کارشناسی که دفاع ندارن. بیشتر کلاس آنلاین دارن و همشم خوابن.
    قبول دارم، زیرساخت هست اما بعضی وقت ها اساتید؟، گاهی اوقات هم دانشجوها باهاش مشکل دارن و این میشه که لقمه رو دور سرشون میپیچونن. 
  • دُردانه ‌‌
  • من با خوندن این پست، مجدداً به بی‌عدالتی دنیا ایمان آوردم‌. در واقع ایمانم راسخ‌تر شد. اینکه تهش همه یه مدرک واحد می‌گیرن، ولی بدبختی‌های یکسان و حتی مشابهی رو تجربه نمی‌کنن.

    پاسخ:
    سلام
    واقعا تف توی این دنیا و مافیهاش! هیچ چی اینجا عادلانه نیست.

    دیدم ای دل غافل اینا دارن به کردی به من تسلیت میگن!!! اصلا فکر اینجاشو نکرده بودم! دیدم خیلی عمیق و غلیض دارن تسلیت میگن. زشته من جواب ندم. برای همین به فارسی تشکر کردم و آرزو کردم که اونا داغ نبینن. خخخخ

     

    یه ساعته دارم به این قسمت میخندم :))

    پاسخ:
    همیشه لبتون خندون باشه :)

    * ولی نمیدونید من چقدر داشتم میلرزیدم از ترس که نگن ویدا خانم میکروفونت رو فعال کن صوتی تسلیت بگیم!

    اینجا هم همه دفاع‌ها حضوریه. چه گروه، چه پژوهشی، چه دفاع نهایی. ما حضور فعال داریم :)))

    پاسخ:
    چه مدرن :)
  • ربولی حسن کور
  • سلام

    دفاع هم دفاع های قدیم!

    پاسخ:
    سلام
    آره بخدا. یادتون میاد ما چقدر سختی میکشید برای تولید علم؟ حالا این بچه مچه ها یه صبح تا شب پشت کامپیوتر میشینن و میشن دانش‌مند!!!

    اون مورد که خودت رو جای ویدا جا زدی خیلی عالی بوذ کلی خندیدم  :)))) اینهمه توانمندی داری ملت رو بپیچونی نمی تونستی صدات رو یه ذره نازک کنی یه ذره عشوه بیای بهت شک نکنن !!!

     

    بعد الان هی یه مدته من هر پیجی می رم این نوشته دفاع اون نوشته داور اون نوشته حمله .. چتونه یه ساله که خونه این ، دفاعتون هم که آنلاینه از قطع شدن اینترنت تا شکسته شدن دست بچه ی نداشته ات رو هم که می تونی بهانه کنی دیگه چی می خواین !! 

     

     

    پاسخ:
    دیدی من چقدر توانمندی دارم؟ بعد بگو بدرد نمیخوری د:
    اصلا شما فرض کن میتونستم صدامم زنونه کنم! زنونه کردی که بلد نبودم. مثل اینکه من بیام گیلکی ورژن زنونه ش صحبت کنم. زمین تا آسمون فرق هست بین اصوات تولید شده توسط زنان و مردان.

    چی بگم والا سیلاک. دست رو دلم نذارن که تشت خونه!!! :(
  • 1 بنده ی خدا
  • کارشناسی چیزی تحت عنوان ارایه پروژه داره(دانشگاه خودمون و امیرکبیرو میدونم داره) که همون دفاع ارشداس منتها مثلا تو صنعتی ارایه برای بچه ها و برای داور فرق داره و جداست.

    پاسخ:
    آره فنیا از اینجور چیزا دارن. ولی دوست من توی دانشگاه صنعتی اصفهان زبان میخوند :))
  • 1 بنده ی خدا
  • :/ کیدینگ می؟

    :))) اقا  دانشگاه صنعتی اصفهان یا دانشگاه اصفهان؟ اخه ما فقط یه مرکز زبان کوچولو داریم که بنظر نمیاد دانشجو بگیره

    پاسخ:
    نخیر. کاملا جدی صحبت میکنم. بله تو همون مرکز زبان کوچولوتون دانشجوی کارشناسی ارشد آموزش زبان میگیرن. فکر میکنم سه چهارتا عضو هیئت علمی هم دارن.
  • 1 بنده ی خدا
  • چه جذاب. من هی میدیدم یه انجمن علمی مرکز زبان هست ولی هی سوال پیش میومد که مگه دانشجو داره که انجمن علمی داره؟ و فکرمیکردم انجمن علمیشون(که طبعا یک نهاد دانشجوییه و باید دست دانشجوها باشه) دست استاداس.
    + ترم یک که زبان عمومی داشتیم استادمون یه خانمی بود که اسم نمیبرم ولی بزرگوار معتقد بود اصلا به من ربطی نداره که کلاس قبلیتون اون سر دانشگاهه و مرکز زبان این سر دانشگاه(بجز دو سه نفر از 30 نفر، همه همین وضعیت رو داشتیم) و حداقل 10 دقیقه راهه تا برسید اینجا.باید سر وقت سر کلاس باشید وگرنه تاخیر میخورید و هر 3 تا تاخیر مساوی یک غیبته. البته از حق نگذریم تدریسش خیلی خوب بود(اینو دو سه ترم بعد که زبان تخصصی گرفتم فهمیدم)

    پاسخ:
    بله، ما خیلی خوبیم :)
    + خوب میکردن. شمای مهندسیا تا دانشگاه قبول میشید دیگه فکر می‌کنید هیچکس حریفتون نیست! ما باید جلوتونو بگیریم د:
    + اون خانم اول فامیلشون "ک" یا "ق" نبود؟ :))
  • 1 بنده ی خدا
  • :))) نه واقعا ما خیلی بچه های خوبی بودیم
    + نه اول فامیلشون یچیز دیگس که اگه بگم لو میره

    پاسخ:
    باشه نگید ;)

    کل پستت رو می خندیدم :-))))))))

    کنجکاویت بی حد و حصره!

    پاسخ:
    اگه ترشی نخورم و شما بلاک نکنید مطمئنن یه چیزی میشم :))

    بخدا که شما داری تو ایران تلف میشی!

    واقعا آدم اینقدر پیگیر ندیده بودم که بره سر جلسه دفاع بشینه،هی!:))))

    پاسخ:
    ممنون. محبت دارید. 

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    گاه‌نوشته‌های یک بانکدار (دانشجوی زبان سابق)

    در این وبلاگ خواننده گاه‌نوشته‌های گاه و بی‌گاه یک دانش‌آموخته آموزش زبان انگلیسی هستید. دانشجوی زبانی که در حال حاضر به عنوان بانکدار مشغول خدمت‌رسانی به شماست.
    از اینکه اینجا هستید و دارید من رو می‌خونید عمیقا خوشحالم.

    آخرین مطالب