گاه‌نوشته‌های یک بانکدار (دانشجوی زبان سابق)

سلام خوش آمدید

شروه

سه شنبه, ۲۴ تیر ۱۳۹۹، ۰۴:۳۰ ب.ظ

دو سه روزه که میخوام بنویسم اما هر کار میکنم دست و دلم به زدن دکمه انتشار نمیره به همین خاطر فعلا اون مطالبی که میخواستم بنویسم رو پیش نویس میکنم و میرم سراغ اصل مطلب :)

دیشب توی صفحه اینستاگرام احسان عبدی پور یه پست راجع به زنان دیدم که یه جاهاییش بنظرم قشنگ بود. میخوام همونا رو این بازنشر بکنم:


مو با شَروه ساکت میشم... عاقل میشم... آدم میشم... ئی ننه صداش قشنگن، مو کُشته ی آدمِ صدازشتیُ م که شروه بخونه. آدمِ صدا نداری که شَروه میخونه سی قشنگی نمیخونه، کم آورده... دیگه هراسونِن.... و شَروه تَهِ هراسونی تازه آغاز میشه... تَهِ ناگزیری و کج نشستن تمامِ تاس هات.

برُم از دست غم تا زورِ پامِن
به هر جا میرسُم تا غم نهامِن ( جلومِن)
برُم از دست غم کشتی نشینُم
به اقبال بدُم، غم ناخدامِن!


ترجمه شعر (شروه):

تا اونجایی که زور (جون) توی پاهام هست از دست غم فرار می کنم / [اما] به هر جا می‌رسم غم روبرومه! 

[اونقدر بداقبالم که حتی] اگه برای فرار از غم سوار کشتی هم بشم / از اقبال بدم، غم ناخدای اون کشتیه! :((


+ شَروِه: گونه ای خوانندگی از اشکال موسیقی لری در دو استان بوشهر و هرمزگان است که به آن شهری نیز می گویند. برای این نغمه از اشعار دوبیتی شاعرانی همچون فایز دشتی، باباطاهر، مفتون بردخونی و ... استفاده می شود (ویکی پدیا)


  • معلوم الحال

ارسال نظر

تنها امکان ارسال نظر خصوصی وجود دارد
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
نظر شما به هیچ وجه امکان عمومی شدن در قسمت نظرات را ندارد، و تنها راه پاسخگویی به آن نیز از طریق پست الکترونیک می‌باشد. بنابراین در صورتیکه مایل به دریافت پاسخ هستید، پست الکترونیک خود را وارد کنید.
گاه‌نوشته‌های یک بانکدار (دانشجوی زبان سابق)

در این وبلاگ خواننده گاه‌نوشته‌های گاه و بی‌گاه یک دانش‌آموخته آموزش زبان انگلیسی هستید. دانشجوی زبانی که در حال حاضر به عنوان بانکدار مشغول خدمت‌رسانی به شماست.
از اینکه اینجا هستید و دارید من رو می‌خونید عمیقا خوشحالم.

آخرین مطالب