گاه‌نوشته‌های یک بانکدار (دانشجوی زبان سابق)

سلام خوش آمدید

خبر کوتاه بود و جانکاه

سه شنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۹، ۰۹:۲۴ ب.ظ

خبر آمد که دشتستان۱ بهاره

زمین از خون فایز۲ لاله زاره

خبر بر دلبر زارش رسانید

که فایز یک تن و دشمن هزاره

 

۱. نام منطقه و شهرستانی در استان بوشهر

۲. زایر محمدعلی دشتی متخلض و مشهور به فایز دشتی (۱۲۸۹-۱۲۱۳)، شاعر و دوبیتی سرای جنوب ایران.

  • معلوم الحال

نظرات (۳)

الان همه ما یک تنیم و دشمن هزاره !!

 

قشنگ بود مرسی

پاسخ:
یعنی شما هم؟ :(
  • این فیلد نمیتواند خالی باشد
  • دشتی

    به این کلمه آلرژی پیدا کردم

    میشه من اسمم رو ننویسم و تو خودت بفهمی من کی ام؟

    پاسخ:
    البته :)
  • این فیلد نمیتواند خالی باشد
  • چند ساله دوستیم ؟

    اصن شروع دوستی ما از کی و چجوری شروع شد؟

    پاسخ:
    حدودا ۵ ۶ ۷ سالی میشه.
    جونم برات بگه که جناب اندی میفرماد: قصه از کجا شروع شد؟ از گل و باغ و جوونه! از صدای مهربونو، یه سلام عاشقونه ...
     
    فکر میکنم از سالهای ۹۱ ۹۲ میخوندمت.
    سال ۹۳ که وارد دانشگاه شدم تو در دکونت رو بستی و رفتم :) خیلی ناراحت شدم. برات گریه هم کردم د:‌ اولین گریه دوران دانشجوییم. چقد جاهل بودم!!!
    بعدترها برگشتی. فکر می‌کنم خرداد ۹۴ توی یه فضای کاملا شخصی، بدون اونکه بشناسمت بهت نزدیک شدم و خودت بند رو آب دادی :)) و از اون روزه که در بند توئم و دهانت رو service کردم! 
    گاه‌نوشته‌های یک بانکدار (دانشجوی زبان سابق)

    در این وبلاگ خواننده گاه‌نوشته‌های گاه و بی‌گاه یک دانش‌آموخته آموزش زبان انگلیسی هستید. دانشجوی زبانی که در حال حاضر به عنوان بانکدار مشغول خدمت‌رسانی به شماست.
    از اینکه اینجا هستید و دارید من رو می‌خونید عمیقا خوشحالم.

    آخرین مطالب