گاه‌نوشته‌های یک بانکدار (دانشجوی زبان سابق)

سلام خوش آمدید

بازگشت مهدی

چهارشنبه, ۷ فروردين ۱۳۹۸، ۰۹:۳۰ ب.ظ

همین الان از تماس با مهدی دارم میام :)

یک ساعت پیش دیدم تلگرام پیام داده: "سلام علیک، خوبی؟ ... هیچی! انقد بارندگی زیاده، به گوشیم رطوبت خورده! وایساده گوشیم. رفتم تو شعب".

تا پیامش رو دیدم زنگ زدم و زدم و احوال پرسی و گله که کجایی نامرد؟

بیچاره گفت از روزی که اومدم اصلا نتونستم از خونه برم بیرون. میگفت هیچ وقت تو عمرم انقدر تلویزیون ندیده بودم :) 

 

-----

برادرم ساعت نه شب اون حادثه کذایی برگشت خونه! اولش یه دل سیر کتکش زدیم که دیگه از این غلطا نکنه :))) بعدش تا اومدیم بگیریمش سریع رفت فیلمایی که گرفته رو با بچه محلا و رفقاش شیر کنه :/ پسرک جاهل دی:

* اون روز، بعد از سیل شیراز، استادام از گنبد زنگ زدن و جویای حال و احوالمون شدن. فکرشُ نمیکردم انقد خوب باشن که وقتی دار و زندگی خودشون زیر آبه از بقیه خبر بگیرن و به فکر بقیه باشن! دمشون گرم.

 

+ خانم سیلاک پاشو بیا. شرط رو بردی :))

  • معلوم الحال

نظرات (۸)

خوب خداروشکر .. دیدی گفتم میاد مثبت فک کن ، مردا رو نگرانشون نباید بشی خودش خسته میشه میاد .. زیاد بهشون توجه کنی فک میکنن چه خبره :)))  { ستاد حمایت از آقایون ماله گرد } 

پ ن : فقط یه گیلانی می دونه ماله گرد یعنی چی :)))) 

دیگه باید رژیم رو بشکنم  ^___^ مهمون هم می تونم بیارم ، عایااااا ؟؟!!
پاسخ:
باز اومد از مردا بد بگه :)
تا سقف یک نفر مجازه. اگه لاغر و کم خوراکن دو تا هم بیاری خبری نیست. 


  • دریا _ گاه نوشته های من
  • خدا را شکر 
    پاسخ:
    اوهوم 😀
    دیدی گفتم گوشیش خراب شده؟! خداروشکر به هر حال :)
    پاسخ:
    دم شما هم گرم 😃
    خداروشکر :)
    پاسخ:
    🙂🌺
    چقددددددد خداروشکر!!!!!!!!
    پاسخ:
    🙂⚘
    خدا رو شکر :)
    پاسخ:
    😄🌹
    سلام 
    خدارو شکر که سالمن
    پاسخ:
    سلام
    🌷
    تو رو ام اب داشت میبرد؟؟
    پاسخ:
    نه بابا. من سالمم.

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    گاه‌نوشته‌های یک بانکدار (دانشجوی زبان سابق)

    در این وبلاگ خواننده گاه‌نوشته‌های گاه و بی‌گاه یک دانش‌آموخته آموزش زبان انگلیسی هستید. دانشجوی زبانی که در حال حاضر به عنوان بانکدار مشغول خدمت‌رسانی به شماست.
    از اینکه اینجا هستید و دارید من رو می‌خونید عمیقا خوشحالم.

    آخرین مطالب