گاه‌نوشته‌های یک بانکدار (دانشجوی زبان سابق)

سلام خوش آمدید

استاد :)

سه شنبه, ۳۰ بهمن ۱۳۹۷، ۱۰:۴۰ ب.ظ

بذارید یه داستان خفن براتون تعریف کنم. ظهر جمعه زیر بارون شدید سوار اتوبوس شدم که بیام رشت. همه چی تقریبا امن و امان بود تا اینکه رسیدیم آباده. اتوبوس وایساد تا مسافرا برن گلاب به روتون دششوری و منم پیاده شدم. بعد که راننده گفت بپرید بالا داره دیر میشه همین که اومدن بالا دیدم یکی کنار صندلی من، که دقیقا وسط اتوبوس بود، ایستاده و داره با تلفنش حرف میزنه. یه آن با دیدنش جا خوردم!

قیافه ش شبیه استاد ص. بود. استاد ص. هم شبیه آقا مجید مسئول شب خوابگاه دوره لیسانسمون بود. هی میخواستم بهش سلام کنم بگم آقا شما آقای فلانی هستید؟ هی به خودم نهیب میزدم که بتمرگ بچه، زشته!!! فقط دعا دعا میکردم این آقا اصفهان پیاده بشه تا مطمئن بشم استادمون نیست. 

سرتون رو درد نیارم. این آقا که صندلی پشتی منم بود تا خود رشت با من بود و من هنووووووز روم نمیشد ازش بپرسم آقای فلانی شما فلانی هستی؟

 

دیروز صبح کلاس تحلیل گفتمان داشتیم. استاد اومد سر کلاس و شروع کرد به حضور غیاب. من هنوز داشتم این قیافه رو با قیافه ای که توی تاریک و روشن اتوبوس دیده بودم مقایسه می کردم. ایشون اسما رو خوند و خوند تا رسید به من! 

- آقای معلوم الحال! چقد قیافه تون آشناست، اون سری با هم هم‌سفر نبودیم؟ frown

+ استاد حقیقتش من شک داشتم. هی می خواستم بپرسم ازتون روم نشد! cool

- منم شک داشتم smiley

اینو که گفت خیالم یخورده راحت شد. چون همش با خودم می گفتم الان میگه این بچه چقد بی ادب بود که یه سلام ناقابلم نکرد!

کلاس هی پیش میرفت و هی من مطمئن تر میشدم که شیرازیه! اول بخاطر حرفاش! مثلا یکی از بچه ها مهمون آورده بود سر کلاس. گفت اومدی نشستی دیگه! زشته بیرونت کنیم. بعدش سیلابس بهش داد گفت دستات خالی نباشه laugh اضافیم هست. 

 

آخر کلاسم که شد من بهش گفتم: استاد میشه شمارتون رو داشته باشیم؟ (چون گفته بود روی غیبت حساسم و اگر قراره غیبت کنید باید قبلش اطلاع بدین). گفت: البته. و شماره ش رو روی تخته نوشت. ۹۱۷ش رو که دیدم گل از گلم شکفت. 

یکی از بچه ها گفت: استاد ۹۱۷ کجاست؟

من گفتم: شیرازه دیگه. شماره منو خوبه داریا!!!

بعدش رو کردم به استاد و گفتم: من همش فکر میکردم شما رشتی هستید.(صادقانه بگم فکرشو نمیکردم استادا با اتوبوس سفر کنم blush). 

استادم برگشت گفت: منم فکر میکردم شما رشتی هستید. smiley

 

+ ما در این پست از جنوب تا شمال فارس را شیرازی پنداشتیم چون دلمون خواست د:

  • معلوم الحال

نظرات (۹)

  • آسـوکـآ آآ
  • ما یه استاد داریم که تو شهر و مسیر شهر به دانشگاهو با تاکسی میره و میاد. برام عجیب بود که بعضیا مثل بعضیای دیگه نیستن...
    پاسخ:
    تنشون سلامت :)
    یه بارم دعوت نکردی بیایم شهرتون!! یادت باشه هااااااااا :/
    پاسخ:
    نه که تو دعوت کردی :)
    اصن من هستم که تو بیای؟ وقتی میزبان خونه نیست میخوای بیای چی کار؟ :)
    من دعوتت نکردم؟! من؟! بشکنه این دست که نمک میپاشد :)))

    من تورو میخوام چیکار؟! اتفاقا میخوام وقتی برم که تو نباشی که برم تو اتاقت توی وسایلات فضولی کنم... تو باشی که نمیذاری که :))
    پاسخ:
    نه دیگه. دعوت نکردی. مردی دعوت کن تا فردا جلو در خونتون باشم :)
    ئه، این کارا زشششششته!
  • دلآشفت. . .. ..
  • تجربه نداشتم این موضوع رو ولی واقعا حس بدیه.
    خداروشکر استاده درکش بالا بوده
    پاسخ:
    باید تا روز اومدن نمرات صبر کنیم 😄
    سلام... یادتونه  یه روزی  هیچ وقت اسم شهر  دانشجویت و ولایتت رو نمی گفتی پیشرفت کردن... و یه کانال  تلگرامی هم داشتی از همون عکسا و ایستگاه نمازی  قشنگ می شد فهمید کجا درس می خونید  کجا زندگی می کنید.   بله دیگه کل مردم فارس شیرازین... و اینکه همه ی شیرازیا بامرام و معرفت و خاکیین.😍    
    پاسخ:
    سلام
    چقد قدیمی‌ین شما که کانال منم یادتونه 😅 هنوزم دوست ندارم بگم کیم و چیم و کجاییم. 
    ولی خب بهرحال شد دیگه 😉
    البته من هنوز زندگیم پیچیدگیای خودشو داره 😄
    ریل قطار هم داره افتتاح میشه دیگه می تونی با قطار بیای :))

    حدیث داریم : رشتی بودن افتخاریست که نصیب هرکسی نخواهد شد ^__^
    پاسخ:
    تا افتتاح بشه من فارغ شدم :)
    انصافا درست فرمودن. ما از همون اولش زشت آفریده شدیم :)) خداوند اِندِ هنرش رو در آفرینش رشتی‌ها و تراکمه خرج کرد.
  • احمدرضا ‌‌
  • :)
    آقا نکن این کارو. نمیدونم چرا دیفالت همه اینطوره که تا میگی استان فارسیم میگن پس شیرازی‌ای. منم ساکن شیرازم. حالا استاد اهل خود شیراز بودن؟ :)
    پاسخ:
    دقیقا 👌
    نه، استاد آباده‌ای هستن 😄
  • ریزوریوس ❤:)
  • من چرا تا الان فکر میکردم تو ترکی؟ :/
    پاسخ:
    :)
    من خیلی پیچیده‌تر از این حرفام!
    لو رفتی!
    صرفا جهت اطلاع!
    پاسخ:
    این که کیم و کجام؟ :)

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    گاه‌نوشته‌های یک بانکدار (دانشجوی زبان سابق)

    در این وبلاگ خواننده گاه‌نوشته‌های گاه و بی‌گاه یک دانش‌آموخته آموزش زبان انگلیسی هستید. دانشجوی زبانی که در حال حاضر به عنوان بانکدار مشغول خدمت‌رسانی به شماست.
    از اینکه اینجا هستید و دارید من رو می‌خونید عمیقا خوشحالم.

    آخرین مطالب