گاه‌نوشته‌های یک بانکدار (دانشجوی زبان سابق)

سلام خوش آمدید

۱ مطلب در بهمن ۱۴۰۴ ثبت شده است

۱. امروز اول ماه بود و باید اختلاف‌های دفتر کل رو درست می‌کردیم. متوجه شدیم در اثر اختلالات سیستمی ناشی از قطعی اینترنت بعضی از مشتری‌ها بیشتر از موجودی حسابشون برداشت کردن و حسابشون منفی شده. با یه عده‌شون تماس گرفتیم که مبالغ کسری برگردونن. یه تعداد که جواب دادن و گفتن میریزن. یه تعداد دیگه‌شونم جواب ندادن یا پیچوندن که جور دیگه‌ای باید پولمون ازشون پس بگیریم.

جالب‌ترینشون کسی بود که پارسال وام گرفته بود و ۱۱ قسط معوق داشت. الان هم اومده بود یه چیزی ازمون دستی گرفته بود و می‌گفت: شماها وقتی قسط می‌گیرید یه چیزی بیشترم روش برمیدارید برای خودتون. الانم لابد می‌خواید یه چیزی بیشتر بردارید برای خودتون!!! 😐
گفتم: مرد حسابی تو قسطات دیر میدی، نباید جریمه بشی؟؟؟ مثل اینکه من بگم این پول رو به من بدن یک ماهه برگردونم، بعد از یک سال تازه بیام یه خورده‌ش بهت بدم و بگم فعلا با همین بساز تا باقیشم بعدا بهت بدم. پول امروز و فردا ارزششون یکیه توی این اقتصاد خراب؟؟؟ جنابعالی ۱۱ ماهه قسط ندادی بعد ما رو به دزدی متهم میکنی؟ 😒 الان هم صورتحسابت جلوی من باز هست و موجودیتون آخرین بار ۷۸ هزار تومن بوده که بعد از آخرین کارتی که کشیدید شده منفی ۲،۸۰۰،۰۰۰ تومن!!! حالام باز زبون خوش بیا اقساط معوق و اضافه برداشتت رو بده وگرنه با نامه اجرای ثبت میام هم پولای که گرفتی و پس ندادی ازت می‌گیرم، هم پول وکیلی که گرفتیم، هم پول کیک و آب‌ میوه‌مون تا اونجات بسوزه 🤪
خدا رو شکر قانع شد و بخشی از بدهیش رو داد. 😄


۲. مورد بعدی یه خانم جوان بود که با دختر همکارم یجا کار می‌کردن و با صاحبکارش ازدواج کرده بود. میگفت ۱ سال هست توی ۳ تا بانک مختلف برای وام ازدواج ثبت‌نام کرده و بعد از ثبت‌نام بهش میگن بودجه نداریم، صبر کنید یا هم حذف کنید! آخرین بانکی که رفته بود هم یکی از بانک‌های قرض‌الحسنه بود که خیلی اسم در کرده. میگفت: ۶ ماهه ثبت نام کردم و نفر ۳ لیست هستم اما هنوز بهم نگفتن بیا تشکیل پرونده بده.
گفتم: اونا که خیلی مدعی خیر و ثواب و قرض‌الحسنه‌ن. همه هم اونا رو‌ میزنن توی سر ما که شماها ر-با خوارید و اونا حلا-ل خوار!!! اگه اینجوری باشه که اونا باید راحت‌تر از اینجور وام‌ها باید بدن چون مثل ما هزینه پولشون زیاد نیست. ما چون دولت سهام‌دارمون هست باید هر ساله کلی مدرسه و مسکن ملی و ... بسازیم، علاوه بر اون سود به سپرده‌های مشتریامون بدیم اما اونا به اندازه ما مسئولیت اجتماعی ندارن.
بابای دختره بهمون گفت: والا الان فهمیدیم اونا چجورین. شما به ما وام بدین، ما قول میدیم با بانکتون کار کنیم.
گفتم: همه‌تون اولش همین می‌گید و گوش ما از این حرف‌ها پره. نمونه‌ش اونی که باجه بغل وایستاده. بعد واریز دوباره پولاتون ساتنا می‌کنید به مقصد همون حلال‌خوارها 😝


۳. مورد باجه بغلی که توی مطلب بالا گفتم هم از این قراره؛ یکی از همکلاسی‌های ما پدرش برای وام اشتغالزایی معرفی شده بود و مدعی بود این پول برای عروسیش لازم داره. بعد از کلی شکایت بالاخره و سفارش من گردن شکسته وامش رو گرفت و رفت؛ بماند که عروسیش دعوتمون نکرد! قسطهاشم یک سال عقب افتاد و با پیگیری دایره حقوقی بالاخره بعد از چند بار تماش تیکه‌تیکه پرداخت کرد. هر ۵ ۶ ماه هم تماس می‌گرفت میگرفت و میگفت: چقدر بدهکاریم؟
مثلا میگفتم: ۶ میلیون.
میفرمودن: الان ندارم، فعلا ۳ تومن بگیرید تا بعد!

حالا قضیه این بود که ضامن ایشون قرار بود بره یه بانک دیگه ضامن یه نفر دیگه بشه و گفته بودن شما توی بانک معلوم اینا ۷ میلیون تومن قسط معوق داری. وام گیرنده رو فرستاده بودن که طلب اون شخص بد حساب رو بده تا بتونه به وامش برسه. آقای وام گیرنده هم با توپ پر اومده بود سروصدا می‌کرد: شما نه‌تنها وام نمیدید، یه چیزی هم ازمون می‌گیرید. این پولی که میگیرید درست نیست.
گفتم: والا ما وام دادیم شده نتیجه‌ش این. چی‌کار کنیم همشهری شما بدحساب از آب در اومده؟ ما خسته شدیم از زنگ زدن. گفتیم بالاخره یه جا گیر میفته میاد پرداخت میکنه. الان هم شما باید میرفتین از خودش می‌گرفتین نه اینکه بیاین قسطای معوق اون رو بدین. اینکه میخواین قسطای معوق ایشون رو بدین خواست و اشتباه خودتونه! من جای ضامنش بودم میرفتم ازش شکایت می‌کردم که ادب بشه.
جناب فرمودن: حالا شما اگه به ما وام بدین برای عروسی بچه‌مون قول میدیم پرداخت کنیم.
گفتم: والا قبلی هم میگفت برای عروسی و کار ثواب می‌خوام و این بلا سر ما آورده. 🙃 تو دیگه خواهشا دست از سر کچلمون بردار. بعدشم تو الان اومدی با کارت بانکی رقیب طلب یکی‌دیگه رو بدی. وقتی پیش ما حساب کتاب نداری چجوری بهت وام بدیم؟ پول بریزیم تو گونی ببری؟ 😆


۴. آخر وقت بهمون گفتن تا اطلاع ثانوی تعطیلی پنجشنبه‌ها ملغی شده و به دلیل برودت هوا در تهران و نقاط سردسیری و به تبع اون تعطیلی بانک‌هاشون ما باید بریم سر کار و چک‌های سایر شعب رو جواب بدیم. من که چون از قبل نوبت دکتر داشتم مرخصی گرفتم و برای همکاران آرزوی موفقیت کردم. ولی بنظرم باز کردن بانک‌ها توی روزای پنجشنبه برای تبادل چک‌ها توی این شرایط اقتصادی غلط اندر غلطه. وقتی خیلی از کسب و کارها تعطیلن و نمیتونن درآمد کافی داشته باشن چجوری میخوان چک‌هاشون پاس بکنن؟ کاش یه عقلی تو کله حضرات بود.  

  • معلوم الحال
گاه‌نوشته‌های یک بانکدار (دانشجوی زبان سابق)

در این وبلاگ خواننده گاه‌نوشته‌های گاه و بی‌گاه یک دانش‌آموخته آموزش زبان انگلیسی هستید. دانشجوی زبانی که در حال حاضر به عنوان بانکدار مشغول خدمت‌رسانی به شماست.
از اینکه اینجا هستید و دارید من رو می‌خونید عمیقا خوشحالم.

آخرین مطالب