گاه‌نوشته‌های یک بانکدار (دانشجوی زبان سابق)

سلام خوش آمدید

:)

جمعه, ۱۷ مرداد ۱۳۹۹، ۰۱:۱۵ ق.ظ

چند وقت پیش یکی از این بلاگرها یک سری استوری گذاشته بود و به شدت این مردای ایرانی که دنبال زنِ خوشگل، پولدار و از همه مهم‌تر دکتر (یا لااقل تحصیل کرده) هستند رو کوبیده بود. اینکه چرا با هدف جفت‌گیری و نمیدونم بهتر کردن ژن خودشون و ... میان سراغ دخترها. در رابطه با نقد روش سنتی خواستگاری که ننه طرف بره وسط دانشکده پزشکی دختر مومنه‌ی دکتر پیدا بکنه و اون نگاه‌هایی که مردها به خانم‌ها دارند من باهاش موافقم.


اما بیایم با خودمون روراست باشیم. خود دخترها به چی پارتنر یا همسر آینده‌شون نگاه میکنن؟ صرفا اخلاقش براشون مهمه؟ یا تحصیلات عالیه‌ش؟ شاید هم سیکس پکش! اگه همه‌ی اینها رو به قدر کفایت داشت اما آتیه نداشت واقعا قبولش میکنن؟ منظورم از آتیه اینه که بتونه براش یه خونه‌ی خوب، یه زندگی راحت و چیزهایی از این قبیل فراهم بکنه. شرایطی که اون رو از سایر هم‌جنس‌هاش متمایز بکنه. 

  • معلوم الحال

نظرات (۱۹)

من به عنوان فردی که خانواده خودم تموم شرایطو برای برادرام فراهم خواهند کرد مثل خونه و ماشین و این داستانا و خیالشون راحته اعلام میکنم اینکه طرفم خونه نداشته باشه برام واقعا مهم نیست.اگه داشته باشه یه امتیازه ولی نداشته باشه هم مهم نیست.اخلاق برام مهمترینه و بعد از اون اینکه از لحاظ تحصیلی به هم بخوریم و اینکه یجوری نباشه که طرفم در اینده درامدش یک چندم من باشه(من راستشو گفتم دیگه امیدوارم پولکی به حساب نیام!)

ولی در هر حال اینکه در اینده بتونه برام شرایطو فراهم کنه مهمه نه اینکه الان بخواد همه چیز رو داشته باشه.

بعدم چیه سیکس پک اخه همین تپلوهای گوگولی چشونه مگه؟(به فرد خاصی از اطرافیانمم اصلا اشاره نکردم😂)

پاسخ:
توی جامعه بیشتر پیکان انتظارات سمت مرد هست؛ بنابراین خوش به حال عروس‌هاتون. اما خب در رابطه با شما بنظرم خانواده باید محتاط‌تر عمل کنه، چون اگه یهو همه چی بدن دیگه داماد لوس میشه! این رو دیدم که میگم. 
اصلا پولکی نیستید. بالاخره هر آدمی به یک سری حداقل‌ها برای زندگیش نیاز داره و دوست داره زندگیش تامین بشه. مسئله‌ای که من میخواستم بگم این بود که همونطور که اون آقایون دنبال یک خانم بهتر از خودشون میگردن، خانم‌ها هم حق دارن برای بقا و رفاه بیشتر دنبال یک شخص بهتر باشن و این کارشون هم با کار اونها فرقی نداره.

بنظرم باید واقع بین بود. کی گفته اخلاق خوب کافیه؟! اخلاق خوب ادم گشنه رو سیر میکنه؟! تو این دوره و زمونه، واقعا اخلاق خوب کافیه؟ قطعا نه. بعدشم اینکه میگن یه نفرو واسه تحصیلاتش میخوان یا قیافش یا پولش بنظر من درست نیست. خب مگه یه ادم چیه؟! من با اخلاق و تحصیلات و پول و خانواده و قیافم و ... تعریف میشم دیگه. مجموعه‌ی همه‌ی ایناست و واقعا بنظرم دونه دونه این فاکتورا مهمه. فقط بعضی فاکتورا واسه بعضی از ادما اولویت بیشتری دارن.

مسئله اینه که هر ادمی توی زندگیش یه تلاشایی کرده یا حتی به واسطه خانوادش یه چیزایی رو داشته و خب انتظار داره با یه آدمی متناسب با خودش وارد رابطه بشه و این بنظرم اصلا چیز بدی نیست. واقعا اگه این تناسب بین طرفین نباشه شدنی نیست. بحث اون استوریایی که دیدی، احتمالا اینه که توی دانشکده های پزشکی و ... میان دنبال ایده‌الایی میگردن که توی پسر خودشون وجود نداره! ضمن اینکه ادم ترجیح میده خودش با کسی اشنا بشه و عشق و علاقه ای هم این وسط باشه.

بنظرم بطور کلی هر ادمی با یه طیف گسترده‌ای از آدما برخورد داره. بعضیا در سطح و لول خودشن، بعضیا پایینتر و بعضیا بالاتر. هرکسی توی لیگ خودش بازی میکنه! و سعی میکنه بهترین ادم اون لیگو پیدا کنه. البته بعضیا تلاش میکنن با یه سطح بالاتر ارتباط برقرار کنن که بعضا هم موفق میشن ولی خب مثلا من به شخصه موافقش نیستم.

پاسخ:
صحبت من هم همینه. همه چیز اخلاق نیست و بالاخره از یه جایی به بعد باید جواب اون معده بیچاره رو بدی. همه ماها دنبال خوشبختی و رفاه و آسایشیم. یه عده (توی پسرا) همه چی دارن و الان برای اینکه همه چی تموم‌تر بشن میگن خب بریم یه زن دکتر هم بگیریم، یه عده هم هیچی ندارن و باز چشمشون به جیب خانم دکتره. برای دخترها هم همین‌ها ملاک هست. همونطور که اون آقا دنبال یک شخص با موقعیت بهتر هست، خانم هم حق داره بهترین رو انتخاب بکنه. حالا ممکنه این بهترین از نظر شخصی که پزشکی خونده یک متخصص (تحصیلات) باشه و بگه من لیسانس و فوق لیسانس رو در شان خودم نمیدونم؛ میتونه دارایی و جربزه شخص ملاک گزینش اون فرد باشه. میتونه اخلاقیات هم باشه و بگه من ثروت و شغل و تجصیلات دارم، اما به یک نفر احتیاج دارم که واقعا من رو بخاطر خودم بخواد و درکم کنه. البته این درک کردن هم مورد خیلی مهمی هست که توی گزینه اول (تحصیلات) هم زیاد بهش توجه میکنن.
مثال لیگت رو دوست داشتم. :)

خود من حتی توی کراش زدن هم به این قضیه لیگ دقت میکنم :)))

مثلا یه سری ادم توی همین دانشکده هستن که به معنای واقعی کلمه باعث میشن ادم به عدالت دنیا بی اعتقاد باشه! مثلا طرف کل خانوادش آمریکا زندگی میکنن، پولداره، خوشگله و همه چی. خب این ادم رسما توی یه لیگ دیگه‌ست و من حتی صدم ثانیه‌ای بهش فکر هم نمیکنم که بخوام روش کراش بزنم! نمیشه اصلا :))))

پاسخ:
مگه هنوز هستن کسایی که به عدالت دنیا اعتقاد داشته باشن؟ :)
کار خوبی میکنی. البته شاید!
  • ریزوریوس ❤:)
  • حقیقتش متاسفانه ننه من به من یاد نداده که قراره پسر مردم برای من رفاه و زندگی خوب رو بیاره. ولی خب صرف داشتن اینا ملاک نیست! ملاک برای من اینه که آدم مسئولیت پذیری باشه و بتونیم برای زندگی تلاش کنیم. و اینکه باید شکممونو بتونیم سیر کنیم یا نه؟ سرپناهی داشته باشیم یا نه؟ همونطور که من کار خواهم کرد، اونم باید کار کنه تا یه چیزی به دست بیاریم دیگه. در ضمن من اگه خونه از برای خودم داشته باشم و شوهرم نداشته باشه، طبیعتا تو خونه من زندگی می کنیم:) و چون اکثرا دخترا شغلی ندارن که برن برای خودشون خونه بخرند، این انتظار از پسری که کار میکنه میره تا یه سرپناهی تهیه کنه. اگر فرصت های شغلی برعکس بشن و زنا بیشتر سر کار برند و درآمد بیشتری نسبت به مردا داشته باشند و مردا کارای خونه رو به عهده بگیرند، قطعا مردا هم برای رفتن سر خونه و زندگی انتظار دارند که زنشون که پول درمیاره بتونه خونه بگیره. 

    از سایر ملاک ها، چون خودم فرد کوتاه قدی هستم، برای من مردای قد بلند جذاب ترند:/ چاق و لاغرم نداره. سیکس پک هم برام مهم نیست. فرهنگ هم مهمه که به هم بخوره. اختلاف فرهنگی خیلی خیلی خیلی مشکل سازه. مذهبی و متعصب نبودن طرف هم مهمه. چون خودم کم کم دارم تو جمع های خانوادگی کوچیک روسری رو برمیدارم و قصد انقلاب سفید دارم:) حالا فرض کن طرف بیاد من رو محدود کنه:) بگه اینو بپوش، اونو بپوش، روسری سرت کن! و ... دیوانه خواهم شد. حاضرم تو پایین شهر تو یه خونه اجاره ای با یه مرد روشنفکر و مسئولیت پذیر زندگی کنم ولی تو کاخ یه آدم کنترل کننده پامم نذارم.

    برای من اون چیزی که یک مرد رو از سایر هم جنس هاش متمایز میکنه، دیدگاهش نسبت به موضوعات مختلف مثل موضوع زنان، سلامت روانش، میزان سازگاریش با عقاید و آدمای مختلف، تعصب نداشتنش و مذهبی نبودنشه😅

    البته شناسایی افراد دارای نقاب روشنفکری از خود روشنفکر ها هم مهمه. خیلی ها فقط اداشو در میارن و تهش همون متعصب متحجر متجاوز متعرضی هستند که بودند.

    پاسخ:
    شاید مادرت کار خوبی کرده. اینجوری یاد میگیری مستقل باشی. البته نباید زیادی هم به داماد رو داد :)) 
    به نکات خوبی اشاره کردی. چون این ناعدالتی توی بطن جامعه هست انتظارات از مرد هم بیشتره. بالاخره ازدواج یک معامله‌ست و طرفین باید به تساوی ازش بهره ببرن. یکی از چیزهایی که ضروری هست اون آرامشی هست که طرفین در کنار هم دارن، اما خب در کنارش سیری شکم و چیزهای دیگه هم اهمیت داره. تا آخر عمر نمیشه با "نون و تره" ساخت.

    از من به تو نصیحت. هر چی آدم قدش بلندتر باشه اکسیژن دیرتر به مغزش میرسه، گول قدبلندا رو نخور. ما قدکوتاها رو دور ننداز. 
    چش سفید متحجر :)) من باید با مادرت یه صحبتی بکنم. قبلا در این رابطه حرف زدیم. امیدوارم همونجوری که میخوای بشه.

    اون خط آخر با من بودی ولی خب به روی خودم نمیارم.
  • ریزوریوس ❤:)
  • لازم به ذکر است کامنت قبلی با قلبی آکنده از تنفر، بی اعتمادی و ناامیدی نوشته شده است.

    پاسخ:
    no problem
    تنفر از کی؟ من؟ ننه بزرگوار؟ جامعه مردان؟
  • هیوا جعفری
  • من خودم شخصا برام علاقه مهم ترین اولویت بود، خب هر کس معیارهای خاص خودشو داره، دلیل به بهتر بودن یا بدتر بودن طرف نیست، نمیشه هر جنسیتیو با یه برچسب جمع بندی کرد

    پاسخ:
    دقیقا میخواستم به همین نکته اشاره کنم. صرفا نمیتونیم بگیم همه پسرا دنبال پول و زیبایین و دخترا دنبال عشق و معرفت. همه افراد تا یه حدی اینها براشون اهمیت داره اما اولویت‌ها متفاوته.

    ببینید مسئله ازدواج به قدری پیچیده است که اصلا به نظرم بحث در مورد مدرک تحصیلی و خونه و ماشین و حساب بانکی عروس و داماد و بابای عروس و داماد به نظرم بی نهایت خنده داره ببینید اینکه شما با چه سخت افزاری زندگیتون رو شروع می کنید مهم نیست با چه نوع نگرشی شروع می کنید مهمه ..فرقی نمی کنه کی باشی و چی داشته باشی باید به این نتیجه برسی که این نوع خونه و مدل ماشین و جای تالار و قیمت لباس عروس و جهیزیه کامل و مدرک تحصیلی همسرتون نیست که حس خوشبختی بهتون میده تنها چیزی که باعث خوشبختی میشه آرامشیه که با طرفتون پیدا می کنید با حداقل شروع کنید ولی کسی رو پیدا کنید که شما رو در بدترین حالتی که هستید دوست داشته باشه وقتی جیبتون خالیه وقتی حتی نمی تونید یه رستوران گرون قیمت ببریدش و با فلافل بندری روی گاری کنار خیابون هم باهاتون می خنده و شاده .. کسی که با یه لباس عروس اجاره ای و یه مراسم ساده هم باهاتون خوشبخته .. کسی رو پیدا کنید که همه جور آدم حسابی دور و برش داشته باشه و شما رو انتخاب کرده باشه چون حس می کنه با شما شادتره .. حالش خوبتره ..کسی رو پیدا کنید که اینتقدر برای هم کافی باشین که بعد از ازدواج نه پول نه ماشین و نه هیچ چیز دیگه ای اون رو از انتخاب شما پشیمون نکنه .. پازل کامل کننده ی خودتون رو پیدا کنید .فرمولی که برای خوشبختی من صدق می کنه ممکنه به بدبختی یکی دیگه ختم بشه فرمول خودتون رو پیدا کنید .. با پولدار بودن و همه چی داشتن تو اول زندگی مخالف نیستم ولی نباید معیار اصلی ما برای ازدواج باشه یه حداقلهایی لازمه ولی حداقل ها رو یه جوری انتخاب کنید که شبیه رفتن به میدان جنگ نباشه انگا رداریم میریم میدان جنگ شصت دست قابلمه واسه اول زندگی لازم نیست .. هفت نوع غذا برای مراسم عروسی لازم نیست با لباس اجاره ای هم میشه خوشبخت شد من لباس عروسم اجاره ای بود و اتفاقا خیلی هم قشنگ بود اینقدر می خندیدم و خوشحال بودم که کسی به لباسم نگاه هم نمی کرد ^__^ 

    کسی رو پیدا کن که باهاش آرامش داشته باشی که وقتی خسته و له لورده از دنیای بیرون میای خونه دلی باشه که برات بتپه کسی باشه که در کنارش هیچ سختی حریفت نشه ..  کمال گرایی رو بگذارید کنار ساده ببینید و ساده انتخاب کنید و ساده زندگی کنید خوشبختی تو نگاه ساده ی ما به دنیای دور و برمونه ، موفق باشید  :)))

    پاسخ:
    ممنون از نظر پر و پیمونتون. حقیقتش من این پست رو نوشتم که بگم بهتره این نگاه جنسیت زده رو بذاریم که کنار که همه پسرا دنبال دختر خوشگل بابا پولدارن و کل جماعت دخترا دنبال پسر یه میلیاردر :)) ممکنه این نگاه سنتی هنوز توی بعضی خانواده‌ها یا بین برخی از پسرا باشه که برای پیدا کردن عروس محجبه و تحصیل کرده و .... برن دانشگاه و مسجد و  اینور و اونور، اما خب نمیتونیم بگیم که دخترا هم چشم و گوششون بسته ست و حق انتخاب ندارند. اون‌ها هم در نهایت انتخاب میکنن که کی رو بگیرن؛ حالا چه با واسطه، چه بی واسطه و به صورت عرضه مستقیم :)
    دقیقا اون آرامشه مهمه. آدمها با دو دو تا چهار تا حساب میکنن ببینن فردا روز در کنار کی خوشبختن و به آرامش میرسن. یه عده ممکنه اونقدر کوته نظر باشن که بگن چون طرف دکتره و فردا گونی گونی پول جمع میکنه برم سراغ همین. اما یکی دیگه وسعت نگاهش اونقدر باز هست که میاد یه شخص با تحصیلات کمتر از خودش رو میگیره اما در کنارش خوشبخته. توی دور و بریای خودم یه دکتر داروساز میشناسم که شوهرش موقعی که این خانم رو گرفت دیپلم داشت. ضمن اینکه شوهر محترم ۲ سال هم از خانم دکتر کوچکتر بود. هیچ‌کدوم اینها براشون مهم نبود! زندگیشون رو با یه پراید هاچ بک سفید و دو دهنه مغازه استیجاری شروع کردن و الان رسیدن به ماشین شاسی بلند و داروخونه‌ای که مال خودشونه و چند تا خونه باغ. بچه‌هاشونم شادان و خندان تو خونه و پارک میچرخن و میخندن. تازه آقاهه به توصیه خانم دکتر رفت لیسانسشم گرفت.

    +  فکر نمیکنم لباس عروس اونقدرها هم مهم باشه. زمان مامان باباهای ما شاید مهم بوده و میخریدن و نگه میداشتن، اما الان با این هزینه‌های گزاف واقعا نمی‌ارزه. کار خوبی کردین اجاره کردین :)

    عرضه خیلی مهمه

    اگه از اول پولدار باشه که چه بهتر.. ولی اگه عرضه داشته باشه هم میدونی که پولدار میشه

    شاید بگم تا 25-26 سالگی پول اصلا برام مهم نبود ولی الان مهم شده

    اخلاق هم که صد درصد.. از ازل مهم بوده و هست

    و مهم ترین مهم ترینش علاقه و دوس داشتن.. اگه اون حسه رو ازش نگیری حالا هرچقدم پولدار و خوش اخلاق باشه فایده ای نداره.. نمیتونی حتی دستشو بگیری

     

    من مشکلی با معیارای مردا ندارم.. هرکسی یه معیاری داره و به خودش مربوطه.. ولی اون اولویت بندیه مهمه.. من خودم از مردی که اولویت های "اصلی و مهمش" پول دختر و خوشگلیش باشه خیلی بدم میاد و هیچوقت همچین مردی رو قبول نمیکنم.. بنظرم مردا هم نباید همچن دختری رو که اولویت اصلیش پوله رو قبول کنن.. درمورد هردو صدق میکنه

    پاسخ:
    بله حق با شماست. اولویت‌های آدما متفاوته اما با توجه به شرایط حال حاضر وطن نمیتونیم صرفا روی علاقه و دوست داشتن تمرکز بکنیم. به همین خاطر عرضه داشتن هم در کنار باقی چیزها مهمه. یعنی اگر شما آتیه روشنی برای اون شخص نبینید ردش می‌کنید. این روزها هر کی بگه پول طرف برام مهم نیست یا باباش پولداره یا هم مجنونه :))

    میدونید،حرفتون کاملا درسته،همون قدر که خانم ها حق دارن،اقایون هم حق دارن...

    ولی یه چیزی،جدا از تمام مسائل،ماها هنوز داریم جایی زندگی میکنیم که خواستگاری یه خانوم عرف نیست،سنت شکنی حساب میشه تا حدودی...حالا بازم به نظرتون خانم و اقا تو این مسئله حق برابر دارن؟؟...به نظرتون حرصی که ماها میخوریم،سر اینکه میان وسط دانشکده میگردن،مثل سیب چهارتا اینور اونور میکنن،عکس میگیرن://نباید از حرصی که شما اقا پسرای گل میخورید سر اینکه دخترا سوار ماشین خفنه میشن،بیشتر باشه؟؟...من فکر میکنم حرص بیشتری باید خورد،چون مامان من نمیاد وسط دانشکده،برا خودش داماد انتخاب کنه://

    هر وقت اونقدر همه چیز نرمال شد که من برم جلو یه پسر که باب میلمه،زانو بزنم،بگم با من ازدواج میکنی،بعد شماها ناراحت بشید از اینکه دخترا گارد میگیرن نسبت به این عمل...هنوز هیچی اونقدر برابر نیست که تو این مورد حق برابر میخواید...یواش یواش اقایون،یواش یواش://...

    هنوز که هنوزه مورد داریم میشنن تو خونه،تا پسر مورد علاقشون،ایا افتخار بده ببینتشون یا نه...بعد میگید چرا دخترا ناراحت میشن؟؟...چون شماها هنوز اول انتخاب میکنید...هر وقت من خودم رفتم خواستگاری،کسی هم سکته نکرد،بیاد بگید چرا کور و کچلا رو انتخاب نکردی://

    و اینکه فکر میکنم وقتی یکی از دونفر بالاتر باشه،حس حمایتی پیدا میکنه نسبت به شخص پایین تر...من بشخصه از این حس حمایت خوشم نمیاد...واسه همین فکر میکنم هم سطح بودن بهتره...

    در مورد کدوم مهم تره...فکر میکنم ظاهر که مهمه،هم جذب اولیه با اونه و،در هر صورت باید چهره ای باشه بشه یه عمر تحمل کرد!!...بعدشم شخصیت مهمه،چون طرف هر چقدر پایه مالیش قوی باشه،ذره ذره از دست میره اگه بلد نباشه...و این بستگی به تربیت و شخصیت طرف داره که انسان اهل کاری هست یا نه..هرچند که پدر پشیبان!!به راستی که بهتر است://کامنت ها رو دیدم کف کردم خب://...

    تحصیلات و اینا هم که گفتم،همسطح بودن،اون حس برتر بودن رو میشکونه تو رابطه...هرچند ماها باید از پل های فراوانی چون مادر شدن،بچه بزرگ کردن و...عبور کنیم،و مورد نامبرده در تمامیه این مراحل داره مثل خر درس میخونه(اره اره اقایون هم بابا میشن،اینم مسئولیت داره،ولی مسئولیت مادر ها تو اون نه ماه و حداقل یک سال بعدش بیشتره)پس برای برابری در این مورد،باید این مسائل رو در نظر گرفت://

    .

    کی گفت من مرد ستیز نیستم؟؟...اشتباه کرد://

    واقع بین باشید،می بینید،هنوز شرایط اونقدر برای این جور برابری ها اماده نیست که حتی گارد گرفتن خانوم ها تو این مورد هم،براتون سنگین باشه...

    پاسخ:
    من حق برابری نخواستم. قبول دارم که خیلی چیزها عادلانه نیست و نخواهد بود. مسئله همونطور که گفتم اینجاست که افراد در جنسیت‌های مختلف همون معیارها رو دارن و ممکنه همدیگه رو نپسندن. به عنوان مثال: من پسرم و لیسانس دارم و دنبال یه دختر خوشگل پولدار میگردم. شما هم دختری فوق لیسانس داری و دنبال یه پسر خوشگل پولدار میگردی (از بقیه عوامل فاکتور میگیریم). ما دو تا اولویت‌هامون تقریبا یکیه اما وقتی من میام سراع شما میگید که پسره چشمش به جیب بابای منه. بعد یک مدت خودتون ممکنه پسری انتخاب بکنید که توی پروسه انتخابش جیب پدرش هم مدنظرتون بوده. 

    راه برای پیشنهاد دادن دخترام باز شده. البته فعلا در حد شوآف. اما در سالیان آتی شاید شاهد خواستگاری خانم‌ها از آقایون هم باشیم ;)

    راستش رو بخواید جناب معلوم الحال ، من هروقت که خواستم بشینم و جدی به این فکر کنم که پارتنرم در آینده باید چه ویژگی هایی داشته باشه ، نتونستم. علتش هم اینه که بارها برام اتفاق افتاده که یه سری معیارهایی رو برای کوچکترین مسائل و ابعاد زندگیم انتخاب کردم و بعد دیدم دست تقدیر ! یا همون چرخ زندگی جوری چرخیده که با یه چیز ۱۸۰ درجه متفاوت از انتظاراتم مواجه شدم . به نظرم زندگی قابل پیش بینی نیست . برای همین خیلی به این موضوع فکر نمیکنم که باید چه ویژگی هایی داشته باشه ولی یه چیزی برام خیلی مهمه ، اونم علاقه و درک متقابله و درحال حاضر هم به علاقه بعد از ازدواج و این حرفا هم اعتقادی ندارم . البته در حال حاضر ! دیگه نمیدونم در آینده چی پیش بیاد . 

    پاسخ:
    من نگفتم بشینید تک تک فکر کنید چشماش چه رنگی باشه، رنگ و مدل موهاش چجوری باشه، شغلش و رشته‌ش چی باشه و ... . من منظورم این بود که همه‌ی ماها یک hidden agenda داریم که ناخودآگاه همه چیزمون رو تحت تاثیر قرار میده. ممکنه ما همون کارهایی رو که دیگران میکنن نقد بکنیم، اما بعدا که ریز بشیم ببینیم ما هم دقیقا همون کارها رو انجام میدیم. 

    میدونید،درک نمیکنم منظورتون رو...

    خودتون دارید میگید از باقیه مسائل فاکتور میگیرید...

    وقتی از مسائل جانبی،مثل همین خواستگاری غیر عرف و غیره فاکتور بگیرید...چه دلیلی داره اون نتیجه گیری؟؟...

    نتیجه ای که گرفید با اعمال فاکتور بود به گمونم...

    اگر واقعا از مسائل جانبی فاکتور بگیرید،نمونه هایی مثل اون خانم دکتری که تو کامنت ها نوشتید،پیدا میشه...

    ولی چند درصدمون واقعا فاکتور میگیریم؟؟...

    من فکر میکنم بولد کردن این مسائل،این بحث ها از پایه بی راهست...

    الان اطلاعات کم نیست،اگاهی مردم تا یه حد زیادی نسبت به گذشته رفته بالا...

    اما بازم ماها شاهد هستیم یه دختر انتظار داره شوهرش خوشبختش کنه...

    بازم میبینم یه پسر موقع ازدواج که میشه،جیب پدر دختر رو یه نیم نگاهی میندازه...

    مشکلات تربیتی شخصیتیه...

    خودخواهی باعثش میشه فکر کنم...فقط درجه این خودخواهی تو هرشخص فرق میکنه...هرچی خودخواهی تو یک نفر کم تر باشه،فاکتورهایی که گفتید کمتر میشه تاثیرشون،هرچی یکی خودخواه تر باشه،تاثیر فاکتورها بیشتر میشه...

    من به شدت حس میکنم نصف بیشتر اقایون سنتی ایرانی که همسراشون کار میکنن،از ته دل راضی نیستن،از نظر منطق و تربیت هنوز انتظار دارن همسرشون مثل مادرشون تو خونه بمونه،ولی شرایط ناپایداره،خرج بالاست،کمک خرج داشته باشن بد نیست براشون...مثال میزنم،مرد سنتی که همسرش میره خدمتکار میشه،راضی نیست،ولی خودخواهیش چیره میشه بر عدم رضایتش...چون تنهایی نمیتونه از پس خرج بر میاد...مثال عمومی زدم،نه قشر تحصیل کرده و تیپ یک جامعه...هرچند که تو همون تیپ یک هم کم ندیدم از این رفتارها،اقایونی که میخوان همسراشون قید حرفه اشون رو بزنه و تو خونه بشینه...چرا تو این مثال فاکتوری مثل تربیت قدیمی و سنتیه ما پر رنگ میشه؟؟...چون اقاعه خودش میتونه خرج زندگی رو بده...اگه نتونه،میبینیم که یواش یواش به نتیجه میرسه بد نیست همسرش هم کار بکنه...

    اتفاقا اصلا حرف حق و حقوق نیست(با اینکه هنوز فکر میکنم تو پست یه حق طلبی موج میزد)...

    فکر میکنم فقط بحث میزان خودخواهی تو دو جنسه...نه اینکه اولویت ها یکسانه و نه حتی حق برابر خواستن...

    با اون شوآف تا حدودی موافقم،ولی فکر نمیکنم به این زودیا این مسئله از حالت شوآف در بیاد،وقتی ماهایی که داریم اینجا بحث میکنیم،هنوز شوآف میدونیمش،به این زودیا عادی نمیشه...

    من مرد ستیز نیستم،اون کامنتم چون حس کردم باید یاداوری بشه گاردی که یه خانوم ممکنه بگیره،خیلی ضخیم تر از گاردیه که یه اقا تو این مورد میگیره،اونجوری نوشتم...وگرنه جدا از جنسیت،با این خودخواهیه افراطی مشکل دارم...

    پاسخ:
    یبنید شما دارید "خلط مبحث" می‌کنید. در رابطه با کار و کمک خرج و اینجور مسائل یک جاهایی باهاتون موافقم و یک جاهایی هم مخالفم. مقصود و منظور کلی من از این پست این مسئله بود که بعضی وقت‌ها ما به اعمال، رفتار و گفتار خودمون توجهی نمیکنیم و خیلی تند  و تیز دیگران رو نقد می‌کینم، در صورتی که اگه ریز بشیم توی اعمال خودمون میبینم که ما خودمون هم همون کارها رو می‌کردیم و متوجه نبودیم.
    در رابطه به پیام خصوصی‌تون و باقی مطالبی که اینجا مطرح کردید خیلی دوست دارم صحبت بکنم و توضیح بدم اما به چند دلیل ترجیح میدم سکوت کنم:  1. من آدم مباحثه نیستم و سعی میکنم از بحث و جدل اجتناب کنم. 2. چند روز اخیر درگیر یک آزمون مهم هستم و وقت زیای ندارم، به همین خاطر فرصت فکر کردن و چیدن کلمات و جملات پشت هم ندارم. از این چاه که در اومدم بعدا میام روی خشنم رو نشونتون میدم :))

    من تحلیل‌گر مسائل اجتماعی نیستم اما در حد و حدود خودم گمان میکنم این موارد شوآف محسوب میشن. شاید دلیل بخواید که باید خدمتتون عرض کنم: همینه که هست :)) I have no idea

  • ربولی حسن کور
  • سلام

    گاهی خدا رو شکر میکنم که ما مثل بیشتر حیوانات سر جفت با هم نمیجنگیم وگرنه با این هیکل ورزشکاری من هیچ وقت امکان بقای نسل پیدا نمیکردم!

    البته بعدا فکر میکنم هنوز هم به نوعی برای جلب توجه دیگران با هم میجنگیم

    اما این بار نه فقط با قدرت بدنی

    پاسخ:
    سلام 
    البته بعضی وقت‌ها هم میجنگیما ;) معلومه توی اورژانس نبودین که براتون کیس درگیری‌های ناموسی بیارن!
    در رابطه با جلب توجه هم به شدت موافقم. مثل پرنده‌ها بیشتر میخوایم با صدای بلورین و پر و بال رنگین جفت رو به دام بلا بندازیم :))

    احتیار دارید آقای دکتر. شما که خیلی خوش پوش و خفنید. میخواید عکستون رو منتشر کنم رفراندوم بذاریم؟ از همین الان چهار پنج تا دختر پشت در صف کشیدن.

    اووم،راستش اون خود دخترها چی،و روند کامنت ها در مورد اولویت بندی و...یکم تو درک مفهوم اصلی پست منو به اشتباه انداخت،قصد خلط مبحث!نداشتم...بازم شرمنده همون جور که تو اون کامنت گفتم،دیر متوجه نقدتون به نقد تند وتیز شدم...

    تحلیل گر مسائل اجتماعی که نه،ولی اکثرا تو ارشیو یکی دو مورد از این مسائل اجتماعی رو باز کردیم...تو اجتماعیم و توجهمون رو جلب میکنه...

    باشد که ازمون رو خوب بدید و موفق باشید...

    پاسخ:
    خواهش میکنم. 
    ممنونم 

    من بارها در این سالها از این موضوع نالیدم. خیلی خیلی روی مخمه ولی حقیقته. پس اجازه بدین ما هم حق داشته باشیم به افراد هم صنفی خودمون جذب بشیم. 

    پاسخ:
    من که چیزی نگفتم. همه حق انتخاب دارن. شما هم مختارید هر کسی رو دوست دارید و مطابق معیارها و آمالتون هست انتخاب کنید. پس بزرگوارانه بهتون اجازه میدم :))

    سلام.نظر من به عنوان یک خانم این هست 

    که قیافه ی فوق العاده خیلی زوود عادی میشه و همچنین الان اونقدرکارهای زیبایی میشه انجام داد که طرف اگه قیافه ی فوق العاده ای هم نداشته باشه،میتونه قیافه اش رو بهتر کنه(فقط بهتر نه که خودشو بکوبه و از نو یه قیافه عروسکی بسازه!)

    درمورد وضعیت مالی،خب به هرحال،حدقل تو این دوره زمونه ای که تورم بیداد میکنه،باید طرف بتونه یه زندگی معقول رو حدقل بچرخونه.البته نه به این معنی که کار ماشین پول ساز رو انجام بده، بلکه تا حد معقولی، بدون اینکه نیاز به کار کردن دو طرف باشه، خودش بتونه از پس هزینه های زندگی مشترک بربیاد چون خانم ممکنه در یه تایمی از زندگی مشترک،نتونه کار کنه به هر دلیل، پس این توانایی اهمیت داره.

    اما مهمم ترین چیزی که هییچ جوره و از هیچ جهاتی نمیشه دررابطه باهاش سخت گیری نکرد،میزان شعور،شخصیت،سطح فکریِ خودش و حتی خانوادش و نوع نگاهش به جنس زن و همچنین به زندگی و نکته ی اخر برنامه ی زندگیش چقدر با طرف مقابل دریک جهته.

    پاسخ:
    سلام
    خیلی ممنون بابت نظرتون. درسته همه اینها ملاک هست، اما خب درجاتش برای بعضیا متفاوته. راجع به پول و گرونی‌هایی که کمرمون رو خم کرده و سطح فکری خودش و خانواده‌ش حق با شماست. البته این روزا خیلیا دنبال یه دونه نچرال بیوتی میگردن که بعدا مجبور نشن کلی خرج عمل زیبایی بدن ;)

    خواهش میکنم جناب معلوم الحال.داشتم تو فضای بیان میچرخیدم که با پستتون مواجه شدم و ترقیب شدم به اینکه نظرم رو بیان کنم.

    اره درسته درجاتِ اینو عوامل برای هرکسی متفاوته.

    خب میدونید بازم نظر من اینه که اگه بقیه موارد اوکی باشه،زیبایی رو میشه چشم پوشی کرد حتی اگه از کارهای زیبایی استفاده نکرده باشه تا زمان اشنایی، چون به شخصه برای من معیارهای دیگه اهمیت خیلی بالایی نسبت به زیبایی داره.

    پاسخ:
    بنده نوازی کردید.
    بنظر من هم زیبایی ظاهری اونقدرها مهم نیست. بالاخره از یک جایی به بعد آدم‌ها به هم عادت می‌کنند و همه چیز تکراری میشه. اون هم توی زندگی امروزی که همه مشغول رقابت و دویدن برای بقا هستند. 

    از نظر من به ازدواج، خصوصا به ازدواج سنتی که اولش خیلی بحث علاقه مطرح نیست و آدما  شخصبت هم رو نمیشناسن که اصلا بخواد علاقه‌ای شکل بگیره، میشه به چشم معامله نگاه کرد. (هرچند که از نظرم زیبا نیست ولی غیراخلاقی هم نیست.)

    اما مساله اینه که یه عده با دید معامله نگاه می‌کنن به قضیه ولی تو معامله شون منصف نیستند. مثلا دنبال یه دختر خیلی زیبا (طبق ملاک های رایج جامعه) می گردند ولی خودشون طبق همون ملاک ها زیبا تلقی نمیشن، یا اینکه دنبال یه دختر مومن هستند ولی خودشون تقید زیادی ندارند. یا اصلا کسی هست که برای مثال زیبا نیست، باشه قبول، اما در قبال این زیبایی که نداره چیز دیگه ای برای عرضه داره؟ 

    البته همه‌ی این موارد برعکس از سمت جنس دخترا هم هست، نمیخوام مساله رو جنسیتی کنم.

    در مجموع چیزی که به نظرم بیشتر آدمو عصبی می‌کنه اینه که یه عده دنبال معامله یک سر سودند! 

     

    پاسخ:
    دقیقا با جمله آخرتون موافقم. همه دنبال این هستند که بیشتر سود و منفعت از این معامله ببرن. در صورتی که خودشون آن چنان تقیدی به مسائل دینی ندارند یا واقعا زیبا نیستند.

    در راستای این پست،من از شما یه سوال دارم...

    به نظرتون ما دخترا در برابر پسرهایی که لقمه بزرگ تر از دهنشون بر میدارن و کراش میزنن رو یه دختر از خودشون بالاتر از خیلی جهات،چه واکنشی نشون بدیم تا ول کنه بره؟البته خیلی محترمانه و ملایم.

    پاسخ:
    حقیفتش من متخصص حوزه عشق و عاشقی نیستم و نمی‌تونم در این رابطه نظر بدم. خودتون بفرمایید واکنشتون چیه؟ 

    البته من خودمم یه وقتایی از این کراش.ها میزنم. البته در حد کراش و لذت بردن از زیبایی‌های خلقت. ففط لقمه رو نگاه می‌کنم و تو دلم میگم کوفت اون کسی بشه که قراره این‌لقمه رو بذاره تو دهنش 😁😅

    واکنش من به نفر اولی :اول کلی فحش تو دلم بهش دادم ،بعد زورم گرفت،بعد خانوادمو در جریان گذاشتم که من ازش بدم میاد و بعدم کلا ازش فراریم.سعی کردم باهاش برخورد نداشته باشم و اگرم داشتم خیلی سرد .

    نفرات بعدی رو دیگه دستم اومده بود که نباید خودمو حرص بدم و حتی اگه پیام   هم می فرستادن قشنگ جوابشونو میدادم ولی تو دلم بهشون حتی فکرم نمی کردم😆

    پاسخ:
    بنظرم واکنش دوم معقول تر بود. هر جند باید متوجهشون میکردید که این نحوه برخوردتون صرفا به خاطر اجتماعی بودنتون هست نه چیز دیگه ای!

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    گاه‌نوشته‌های یک بانکدار (دانشجوی زبان سابق)

    در این وبلاگ خواننده گاه‌نوشته‌های گاه و بی‌گاه یک دانش‌آموخته آموزش زبان انگلیسی هستید. دانشجوی زبانی که در حال حاضر به عنوان بانکدار مشغول خدمت‌رسانی به شماست.
    از اینکه اینجا هستید و دارید من رو می‌خونید عمیقا خوشحالم.

    آخرین مطالب